فروغ فرخزاد یه جا گفته: «هیچ چیز راحتم نمیکند. نه دریا، نه آفتاب، نه درختها، نه آدمها، نه فیلمها، نه لباسهایی که تازه خریدهام. نمیدانم چه کار کنم. بروم و سرم را به درختها بکوبم، داد بزنم، گریه کنم؛ نمیدانم.» و من شدیدا باهاش احساس همذات پنداری میکنم. والا منم نمیدونم چیکار کنم.
بعد از نوشتن تمام دردهایش
در آخرین برگ دفترچهاش نوشت :
من نمردهام
ولی زنده هم نماندهام ..
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"
نورِ خورشید نه ، ولی تو مثلِ ماه توی شبایِ تاریکی .
و قسم به روشناییت در سیاهی آسمان ؛
هدایت شده از دنیای وارونه .
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام دوستان ادیت خودمونح
🌞🍃┆@varonehword
احتمالاً برایش دورانِ سختی بود ، دورانی که تقلا میکرد خودش را عادی نشان بدهد.