انگار کلا تقدیر من رو با لانگ دیستنس گره زدن
همیشه تمام چیزایی که میخوام یه دنیا فاصله دارم.
قدر اونایی رو که بخاطرتون صبر میکنن رو بدونین. اونایی که برای دیدنتون، برای حرف زدن باهاتون و برای داشتنتون، تلاش میکنن و دست و پا میزنن. باور کنید خیلی کم پیش میاد کسی شمارو با همه نقصهاتون بپذیره و دوست داشته باشه، کم پیش میاد کسی نبودن شمارو به بودن یکی دیگه ترجیح بده، کم پیش میاد کسی اونقدر دوستون داشته باشه که هر لحظه زندگیش نگرانتون باشه و شمارو با هیچکس عوض نکنه.
دوست صمیمي داشتن واقعاً عجیبه، اول رابطت با طرف معمولیه، بعدش خیلي صمیمي میشه و بعدش از اون زماني که معمولي بودین هم معموليتر میشه تا جایي که دیگه کلاً ناپدید میشه. یا مثلاً اینجوریه که یه تایمي انقدر صمیمي هستین که باورت نمیشه، و بعدش یجوري غریبه میشین که باورت نمیشه.
گاهی اوقات اونقدر نگران خودم میشم که
واقعا نمیدونم چیکار کنم؛
نگران اینکه شدم مثل جغد ، شبا بیدار و روزا خواب!
نگران چشمام بخاطر زندگی درون گوشی!
نگران گوشام بخاطر هندزفری و هدفون!
نگران افکارم بخاطر فیلمای دارک و ناخوشایند!
نگران صدام بخاطر کنسرتای جلوی آینه.
نگران روحیه خوب بخاطر دیدن چیزای ناراحت کننده.
من داخل گوشیم زندگی میکنم و ترجیح میدم
بمیرم تا اینکه گوشیم رو با یه آدم یا چیز دیگه عوض کنم.
درصدِ کَمی از اِنسانها نَود سال زندگی می کنن ،
مابَقی یک سال رو نَود بار تِکرار می کنن "