"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"
- ‹ آغوش › وسیعترین مکان ِ کوچک دنیاست ! . .
به مرزهای تنت منم آن پناهنده ی بی رمق.
نه توانایی متوقف کردن افکارم رو دارم، نه توانایی حرف زدن دربارشون رو فقط تو سرم میچرخن و حتی نمیتونم اشک بریزم، انگار فکر کردن و زجر کشیدن تنها کاریه که میتونم انجام بدم.
به کلمات دقت کن، به ویرگولها
به جملههای پایان نیافته، به نقطههای ادامهدار
به وقتهایی که انگار نفس میگیرم در پیوستِ دو کلمه.
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"
نورِ خورشید نه ، ولی تو مثلِ ماه توی شبایِ تاریکی .
و قسم به روشناییت در سیاهی آسمان ؛
ببین کنار کی دلت خوشه؟ کی بهت انگیزه میده؟ کی حالتو خوب میکنه؟ کی همیشه پشتته؟ کی تو هر شرایطی حمایتت میکنه؟ که وقتی ناراحتی خنده به لبت میاره؟ کی وقتی اشکتو ببینه خودشم گریه اش میگیره؟ کی قشنگتر از بقیه صدات میکنه؟ کی حواسش بهت هست؟ کی بدون اینکه بهش بگی میفهمه حالتو؟ هر وقت همه این ویژگی هارو تو یه نفر پیدا کردی همون آدمو اولویت زندگیت قرار بده،
ارزششو داره.
فکت:اگه کسی نمیتونه بهت جواب بده،راجب هرچیزی،جدیدا بلاتکلیف شده،خودش خودشو نمیشناسه،نمیدونه باید چیکار کنه و چی بگه؛عوض نشده،فقط شکننده تر از هر موقع دیگه ایهِ .