"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"
- ‹ آغوش › وسیعترین مکان ِ کوچک دنیاست ! . .
به مرزهای تنت منم آن پناهنده ی بی رمق.
میلی به ارتباط برقرار کردن با آدمای جدید، قدیمی، آدمایی که باهاشون راحت و ناراحتم، اونایی که میشناسم و نمیشناسم، کسایی که ازشون خوشم میاد و نمیاد ندارم. لطفا سر بحث رو با من باز نکنید، با تشکر، خدانگهدار.
به قول عباس معروفی:
"گفتم چند دقیقه این جا بنشین و به من تکیه بده.
گفت کارم از تکیه گذشته، دلم میخواهد توی بغلت بمیرم."
به گفتن نيست هميشه چشمای آدم همهی
ناگفتهها رو داد میزنن، فقط كافيه چند ثانيه
بهشون خيره بشی اگر كسی حرفت رو از توی
چشمات نتونه بخونه، به زبون هم بياری
متوجه نمیشه بعضی حرفا رو نبايد گفت،
بعضی حرفا رو نبايد شنيد، بعضی حرفا رو
فقط بايد تماشا كرد.