جایی خوندم آدم موقع برآورده شدن آرزوهاش
دلهره میگیره، انگار رسیدن پایان دلخوشی
هاست، پایان لذت. ما چیزهایی که میتوانیم
راحت بدست بیاریم رو نمیخواییم انگار
دویدن و نرسیدن برای ما لذتبخشه بزرگترین
ماجراهای زندگی آنهایی بودند که نبودند.
کاش یه چیزی مثل هندزفری وجود داشت که بجای آهنگ ازش "سکوت" پخش میشد؛ هر جا نیاز به آرامش و سکوت داشتی میذاشتی تو گوشِت و پلیش میکردی و همه جا ساکت میشد.
اینو یادت باشه
هیچوقت نمیتونی در خونه ایی رو بزنی
که یه روزی تموم شیشه هاشو شکوندی.
از این چتای چندشی که یه حرفش مال پَیروزه یه کلمه دیروز یه جمله امروز و تیکه تیکس متنفرم
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"
- ‹ آغوش › وسیعترین مکان ِ کوچک دنیاست ! . .
به مرزهای تنت منم آن پناهنده ی بی رمق.
چرخه ی مرگ بار:
اونقدر افسردهای که نمیتونی هیچکاری
انجام بدی، از اینکه هیچ کاری انجام نمیدی
احساس بی مصرفی میکنی و غمو افسردگیت
بیشتر میشه.