طبیعت بهت یاد میده
کسی که یکسال پیش
واست غریبه بوده
امسال شاید همهی زندگیت باشه
یا اونی که پارسال کل زندگیت بود
امسال میتونه فقط یه غریبه باشه
طبیعت به وقتش آدمی رو حذف میکنه
و دقیقا در زمان درست،جایگزین درستی
برای از دستت رفتت قرار میده
طبیعت خیلی عجیب و باور نکردنیه.
باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد. آنقدر که اشکها خشک شوند، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد. به چیز دیگری فکر کرد. باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد.
به نظرم، آزاردهندهترین وجه «تنهایی»، خودِ تنهایی نیست: افراد بالاخره راهی برای پُرکردنِ اوقاتشان پیدا میکنند. آزاردهندهترین وجه «تنهایی»، احساسِ تعلقنداشتن است. آدمِ تنها برای این پرسش جوابِ خوشایندی ندارد: چرا من به هیچکس، هیچجا تعلق ندارم؟
اگر کسی رو دارید که دوستتون داره این نصحیت غسان کنفان رو آویزه ی گوشتون کنید:
"هرچه ميخواهی از دست بده به جز دلی كه تلاش ميكند برای خوشحال كردنت دست به كارهای بسياری بزند، بعضی دل ها هيچ جايگزينی ندارند.."
در اعماقِ قلبم باور دارم که آن من و تویی که هم را دوست داشتند هنوز در کنارِ یکدیگر و در گوشهای از دنیا باهم زندگی میکنند.
یک روز چشم باز میکنی و میبینی عزیزترین آدم زندگیت دیگر نیست. پس برای در آغوش کشیدن آن که دوستش داری منتظر هیچ فردا و روز مبادایی نباش. چه دوستت دارم ها که تا همیشه میان حنجره های زمان گیر کرد.