اما، اگر در تلخی لحظهها میتواند
شیرینی لبخند را به لبانت پدیدار کند،
چرا او را دوست نداشته باشی؟
کنارش باش و هر چه میتوانی نثارش کن.
باب مارلی
ما با نگاه ناباور،
فاجعه را تاب آورديم،
تنهايی را تاب آورديم،
و خاموشی را..
و اكنون در اعماق خاكستر میتپيم.
-شاملو
ازش پرسیدم از کجا میدونی دیگه قوی شدی و برات تموم شده؟
گفت:
وقتی واسه کسی تعریفش کردی و دیگه گریه نکردی، یعنی قوی شدی، تموم شد؛ شکستش دادی.