کجا دنبالت بگردم؟ کجا به دستت آورم؟ چطور بی تو تسکین دهم این دردی را که خفهام میکند؟ روزها میگذرند؛ اما کُند، مثلِ شبهای بیخوابی. من دیگر تاب و تحمّل خود را هم ندارم.
_آلبرکامو
جودیِ عزیزم!
گاهی وقتا یکی وارد زندگیت میشه که حاضری به خاطر یک بار بغل کردنش، کیلومترها راه رو طی کنی.
-جینوبستر
ولی واقعا ناعادلانست که ،کسی که مدت ها باهم
خاطره داشتیم
تبدیل شه به آشناترین غریبه .
اگر روزی ماه به اسم کوچک صدایت زد؛
وحشت نکن ...
من هرشب درباره تو،
با او صحبت میکنم!