به من سفارش کن گاهی از خانه بیرون بروم و بگو که اینقدر خودم را اذیت نکنم؛ بگو که به زودی روزی میرسد که همه چیز درست میشود و دنیا اینبار به کام من و تو میشود . .
من فقط حرف تو را گوش میکنم؛
میدانی که؟!
اونجايي كه محمود دولت آبادى ميگه:
درون من را هيچكس نميتواند ببيند حتى نزديكترين كسان من تازه چه مي توانند بكنند؟! در نهايت احساس همدردى . .
ولی من اگه میتونستم،برمیگشتم عقب و زندگیمو توی اون روزایی که واسه عید ذوق داشتم،نگران رشد لوبیاهام بودم و واسه دیدن فیتیلهها از خواب بیدار میشدم،نگه میداشتم.
-هرروز بیشتر از دیروز تنگی نفس دارم؛
و این میدونی یعنی چی؟
هوای نبودت داره خفه م میکنه.
باید بفهمی که وقتی حسودیم میشم و سگم و پاچه میگیرم این وسط تو ازم ناراحت نشی.