مُبتَلا | 𝐌𝐨𝐛𝐭𝐚𝐥𝐚
_
جناب خیام گردش ایام رو خیلی قشنگ تفسیر میکنه...
اونجا که میگه:
«آن قصر که جمشید در او جام گرفت
آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
بهرام که گور گرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت..
مُبتَلا | 𝐌𝐨𝐛𝐭𝐚𝐥𝐚
از بیم رقیب جست و جویت نکند
وز طعن حسود گفت و گویت نکند
لب بست و از پای نشست اما
این را نتوان که آرزویت نکند
مُبتَلا | 𝐌𝐨𝐛𝐭𝐚𝐥𝐚
_
دردِ معمولی نبودی، مثل یك سردرد شدیدِ
شبانه ك آرام شوی با یك فنجانِ قهوه
یا چند پُك سیگار عمیق . .
درد معمولی نبودی،
مثل مرض قلب كه قرص زیر زبانی داشته
باشی، ك تهش ایستادن باشد نتپیدن!
درد بودی، اما نه معمولی،
عشق بودی، از نوعِ یك طرفهاش.