مُبتَلا | 𝐌𝐨𝐛𝐭𝐚𝐥𝐚
مدارا میکنم با درد چون درمان نمی بینم
تحمل می کنم با زخم چون مرهم نمی بینم...
خودت به قلبم چا.قو میزنی ولی انتظار داری من بخاطر خو..نی شدن دستات ازت عذرخواهی کنم؟
(مننوشت)
مُبتَلا | 𝐌𝐨𝐛𝐭𝐚𝐥𝐚
مثل آن چایی که می چسبد به سرما بیشتر
با همه گرمیم... با دل های تنها بیشتر
درد را با جان پذیراییم و با غم ها خوشیم
قالی کرمان که باشی می خوری پا بیشتر
هدایت شده از سَرْبآزآنِ حُسَــــ¹²⁸ـــینْ💔🥀
چه غم انگیز میگفت:
"نمیتوانم حرف بزنم
که اگر حرف بزنم، در اشک هایم
غرق خواهم شد میدانم ،میشنوم ،میبینم اما نمیتوانم چیزی بگویم ... "