زخمهایت را نشانم بده، تا بدانم چگونه باید دوستت بدارم، تا یاد بگیرم چگونه نوازشت کنم...
بعضیا یجوری غریبه شدن که آدم نمیتونه باور کنه یه زمانی روزهامون با همینا میگذشت.
- دلتنگ که میشنوم ؛
جرعه جرعه خیالِ بودنت
را سر میکشم
تا بلکه مرهمی شود
بر زخم نبودنت ؛
اما نه . .
دلتنگیام را درمانی نیست
مگر آغوشت !
شاید سختترین لحظه زندگیم پذیرفتن این موضوع بود که من و اون آدم مسیرامون برای همیشه از هم جدا شده و حتی اگه آسمون هم به زمین بیاد دیگه قرار نیست بهم دیگه یه فرصت دوباره بدیم. اما الان که دارم بهش فکر میکنم میبینم تمام اون روزا، اون خاطرات، اتفاقایی که بینمون افتاد برای رشدم و تبدیل شدن به این آدمی که الان شدم لازم بود.