عادتندارمدرددلمرابههرکسیبگویم
پسخاکشمیکنمزیرچهرهخندانمتاهمهفکرکنند
نهدردیدارم،نهقلبی
دلم میخواد سرمو محکم بزنم به دیوار تا دیگه انقدر نتونم به همه چی فکر کنم و در موردشون غصه بخورم :).
من الان ماه هاست تو یه حالتِ بی حسیِ عجیب گیر کردم که حتی خودمم هیچ توضیحی براش ندارم..
بعضی وقتا فقط کاش مردم میتونستن وارد ذهنم بشن تا بفهمن چقدر عمیق احساس میکنم و چیزهای کوچیک چقدر برام معنی دارن.
روزی معلم گفت: دو خط موازی هیچگاه به هم نمیرسند، مگر اینکه یکی از آنها خود را بشکند. گفتم: من که خودم را شکستم، پس چرا به او نرسیدم؟ لبخند تلخی زد و گفت: شاید او هم به سوی خط دیگری شکسته باشد ...🙂💔
شب از خوابیدن فرار میکنیم، صبح از بیدار شدن میخوام بگم آدمیزاد بندهی لجبازیه، بیشتر از همه، با خودش.