عقل کامل بود، فاخر بود، حرف تازه داشت
دل پریشان بود، دل خون بود، دل فرسوده بود
عقل منطق داشت حرفش را به کرسی می نشاند
دل سراسر دست و پا میزد ولی بیهوده بود
من کیم؟! باغی که چون با عطر عشق آمیختم
هر اناری را که پروردم به خون آلوده بود
ای دل ناباور من دیر فهمیدی که عشق
از همان روز ازل هم جرم نابخشوده بود:')
◞ نــٰادِم | ɴᴀᴅᴇᴍ◜
أرِحنۍ یا اللّٰہ من ثِقل الاَیام و ما أشعٌر ؛
خدایا مرا از سنگینۍ روز ها و احساسم راحت کن🤍!
◞ نــٰادِم | ɴᴀᴅᴇᴍ◜
-
مرحبا خوب دلم را به نگاهی بردی؛
قبل تو هیچکسی عُرضهی این کار نداشت 👌🏼💙( :