#مهم🚨
علی اکبر بعد از جنگی جانانه نزد پدرش بازگشت
و از سنگینی جنگ و تشنگی زیاد گفت...
که حسین او را به دیدار رسول خدا و سیرابی از دستانش
بشارت میدهد!
او جان تازه ای گرفته و مجدد به میدان بازگشت..
او بسیار زخمی است..
و با ضربه مرّه بن منقذ عبدی، بر فرق سرش،
سر خود را روی یال اسب میگذارد...
خونی که از سرش میچکد جلوی دیدگان اسب راگرفته!!
اسب هول شده!
نمیداند به کدام سو بتازد؟!!
واااای...نه!!
اسب علی اکبر راه خود را گم کرده اشتباها به سمت سپاه عمر سعد میتازد!!😭
خبرنگار ها بعد از دیدن علی اکبر دیگر طاقت خبر رسانی ندارند..😭😭
او در میدان صدا میزد یا ابتاه جدم رسول خدا بر تو سلام میدهد..