❌خبر فوری و مهم❌
عباسبنعلی(ع)
علمدار، سپهدار و فرمانده لشگر حسین،
از او رخصت خواست تا به میدان برود!
تایید شد❌
حسین از فرمانده سپاه خواست تا بجای رفتن به میدان،
به دل فرات بزند و اندکی آب بیاورد..
عباس اطاعت کرده و با مشک راهی فرات شد!
⭕️خبر نگار های ما در کنار فرات خبر میدهند:
عباس در کنار نهر علقمه تا کنون ۸۰ نفر را به هلاکت رسانده..
برخی خبرگزاری ها میگویند عباس تردید کرده تا مقداری آب بنوشد!
من از اینجا به شما خبر میدهم!
کذب محض است!
عباس (ع) حتی لحظه ای به خوردن آب فکر هم نکرد..
مگر میتوانست شیون های کودکان از تشنگی را از پیش چشم ببرد؟!
#فوری ⭕️
عباس مشک را پرکرده و راهی خیمه ها میشود!
ولی افراد شمر جلوی اورا میگیرند!
❌منبعی موثق:
شمر رو به عباس کرده، میگوید:
ای عباس!
مادر تو از قبیله ماست..
این امان نامه که در دستم میبینی برای توست!
حسین را رها کن!
عباس بیتوجه به سخنان شمر راهش را ادامه میدهد..
که شمربنذیالجوشن دستور حمله به او و مشک آبش را صادر میکند!
❌مهمممم❌
وای!
کار بر عباس سخت شد!
نامردی به نام نوفل ازرق دست راست اورا قطع کرد!
عباس مشک را به دندان گرفت و شمشیر به دست چپ گرفته به جنگ ادامه میدهد!
البته جای نگرانی نیست!
عباس جنگاوری قَدَر است!
در ضمن به سادگی هم نا امید نمیشود!
چرا که چشم رقیه و فرزندان یتیم شهدا تنها به اوست...
عباس فقط میدَود..
میدود که شاید بتواند مشک را به کودکان تشنه لب برساند...