یاد بگیر قید آدما رو بزنی
همونجا که برات وقت نمیذارن،همونجا که آخرین نفری تو الویتاشون،همون لحظه که یکی دیگه رو بهت ترجیح میدن، همون وقت که عصبانیتشون رو سر تو خالی میکنن؛ یاد بگیر بگذری ازشون وقتی اونا میگذرن از رو احساساتت!
دیگه نه پوست لبی موند برای کندن، نه مویی موند برای ریختن، نه سلامت روانی برای داشتن.
- ناگهانی آدم نمیداند این غم از کجا آمده و به دلش چسبیده. فقط دلش میگیرد.
«بازنگشتند؛
رودهایی که به دریا رفتند،
سربازانی که به جنگ
و یارانی که به دیارِ غریب.»