eitaa logo
یه نوکرِساده
1.7هزار دنبال‌کننده
826 عکس
444 ویدیو
38 فایل
به نام آنکه مهربان ترین است... سلام من کیم؟ 💚یک نوکر، 🌱یک نوکرِساده ی اهلبیت 📌درمسیر آموختن و رشد 📍اینجا از عکس هام و روزمرگی های یادگرفتنی به اشتراک میزارم ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_37qaird&btn=نوکر.ساده
مشاهده در ایتا
دانلود
مادرش گفت یه روز برای تشییع شهید «محمد فرامزی» رفته بودیم گلزا شهدای «یافت آباد». آنجا بود که به عمه‌اش گفته بود:
عمه جان! من هم عازم سوریه‌ام. دو هفته دیگر جای من هم همین جاست.
کجا؟؟ کنار همین تابوتا پهلو همین آسمونیا
میبنی چه خوشگل پسرشو صدا زده
وسط این همه آدم دست مجید بربری و گرفت و گفت تو باید بیای پهلو خودم دل تو زمینی نیست دل تو وصله حسینِ منه ...
وقتی سوریه رفت، چون تک پسر بود اونو عملیات نمی‌بردند.
گرفته خط و هااا ول کنم نیست،کم نیست میخواد مادرمون براش مادری کنه ..
اما یک بار حرف آخر را زد. گفت: سید اگر من را بردی که هیچ، اگر نبردی شکایتت را به حضرت زهرا (س) می‌کنم.
خودت می‌دانی و حضرت فاطمه (س).
آخه دیگه چی میتونست بگه
دست از پا کوتاه تر مجید و فرستاد وسط میدون جنگ
میدونی کجا دلم سوخت؟؟ اینکه مثل اباعبدالله با خواهرش حرف زده بود