eitaa logo
یه نوکرِساده
1.7هزار دنبال‌کننده
826 عکس
444 ویدیو
38 فایل
به نام آنکه مهربان ترین است... سلام من کیم؟ 💚یک نوکر، 🌱یک نوکرِساده ی اهلبیت 📌درمسیر آموختن و رشد 📍اینجا از عکس هام و روزمرگی های یادگرفتنی به اشتراک میزارم ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_37qaird&btn=نوکر.ساده
مشاهده در ایتا
دانلود
هرچی اصرار کردم که حالت وخیمه قبول نکرد رسوندمش به حرم ...
حاج خانوم روایت میکردن توی حرم نشسته بودم خودم و به ضریح رسوندم صداش زدم:من زائر توم نزار دست خالی از پیشت برگردما نزار قاتل بچم بشم. یه مقدار دیگه گریه کردیم و برگشتیم
حاجی روایت کرد وقتی که میخواستم ببرمش حرم از وخامت حالش مجبور شدم با پتو ببریمش برگشتنی با پاهای خودش برگشت
رسیدیم خونه و مشغول استراحت شدیم دم دمای صبح بود که صدای گریه های بلندی امد رفتم پهلوش
پرسیدم حاج خانوم باز درد دارید فقط یه کلمه گفت :نه
مادرمم کنارمون صدا زدم و بازم پرسیدم چی شده؟
گفت: خواب دیدم. خواب دیده بود که یکی از زن‌های عرب حرم، سیاه‌پوش و قد بلند، آمده بچه‌ای را داده به او و گفته: این بچه را بگیر
بچه را که از دست زن می‌گیره از خواب می‌پره. نشست به گریه کردن.
مادرم کنارش بود دلداری‌اش می‌داد. می‌گفت: خیالتون تخت. بچه سالمه.
گفتم: دکتر که شنیدی چی گفت؟ گفت: دکتر را ولش کنید. از این حرف‌ها زیاد می‌زنن. این خواب نشانه‌ س
شب گذشت. صبح بلند شدیم رفتیم پیش همون دکتری که گفتم. معاینه‌اش که تمام شد، ماتش برد
همین‌طور نگاهمون می‌کرد. حرف نمی‌زد. گفتم: چی شده؟