از برکات سفر خانوادگی مخصوصا با بچه اینه
با کوله باری از هدیه از مناطق میای بیرون
تربت کربلا
سربند
هدیه برای بچه و…
اینا همه از برکت میوه دل مونه
#پیام_مخاطب
سلام و نور و رحمت✨🌱
+حتما سر فرصت
ولی همین کتاب هاییکه مطالعه میکنم میزارم کانال و معرفی میکنم هم پیشنهادمه برای خوندن
راجب کتابخوانی مفصل باهم حرف میزنیم
+من سید نیستم😁
سلام من از کنار مسجد جامع خرمشهر به شما عزیزان
داستان یه مسجد که فقط مسجد نبود؛ قلب تپندهی یه شهر بود
سال ۱۳۵۹، وقتی جنگ شروع شد و نیروهای ارتش عراق ریختن سمت خرمشهر، شهر زیر آتیش گلوله و خمپاره میلرزید. خونهها خراب میشدن، خیابونها خاک و دود، مردم آواره… ولی وسط این همه ترس و شلوغی، یه جا هنوز سرپا بود: مسجد جامع خرمشهر.
اون موقع مسجد فقط جای نماز نبود. شده بود همهچیز.
بچههای مدافع شهر، جوونهای کمسنوسال، نیروهای سپاه و بسیج، همه میومدن اونجا جمع میشدن. یکی اسلحه دستش بود، یکی مجروح آورده بود، یکی دنبال خبر از خط مقدم بود. حتی بعضی وقتا مسجد تبدیل میشد به درمانگاه. مجروحها رو میآوردن همونجا، با کمترین امکانات مداواشون میکردن