eitaa logo
یه نوکرِساده🪴
1.5هزار دنبال‌کننده
579 عکس
380 ویدیو
27 فایل
به نام آنکه مهربان ترین است... سلام من کیم؟ 💚یک نوکر، 🌱یک نوکرِساده ی اهلبیت 📌درمسیر آموختن و رشد 📍اینجا از عکس هام و روزمرگی هاییکه اگر مفید و موثر باشه باهاتون به اشتراک میزارم https://abzarek.ir/service-p/msg/2517355 جهت ارتباط
مشاهده در ایتا
دانلود
سال ۱۳۵۹، وقتی جنگ شروع شد و نیروهای ارتش عراق ریختن سمت خرمشهر، شهر زیر آتیش گلوله و خمپاره می‌لرزید. خونه‌ها خراب می‌شدن، خیابون‌ها خاک و دود، مردم آواره… ولی وسط این همه ترس و شلوغی، یه جا هنوز سرپا بود: مسجد جامع خرمشهر. اون موقع مسجد فقط جای نماز نبود. شده بود همه‌چیز. بچه‌های مدافع شهر، جوون‌های کم‌سن‌وسال، نیروهای سپاه و بسیج، همه میومدن اونجا جمع می‌شدن. یکی اسلحه دستش بود، یکی مجروح آورده بود، یکی دنبال خبر از خط مقدم بود. حتی بعضی وقتا مسجد تبدیل می‌شد به درمانگاه. مجروح‌ها رو می‌آوردن همون‌جا، با کمترین امکانات مداواشون می‌کردن
دو شب هست که کنار این مسجد اسکان داریم هربار که نگاش میکنم با خودم میگم یعنی سال های سال اینجا چه اتفاقایی رخ داده چه شادتهایی چه شهیدایی مرکز شهر دقیقا همین مسجد بوده کمک ها تصمیمات مهم رزمنده ها همه و همه اینجا جمع میشدن نزدیک تر که میشی جای گلوله ها رو روی دیوار های مسجد می بینی
خرمشهر ۳۴ روز مقاومت کرد. شهری که قرار بود یکی دو روزه سقوط کنه، یه ماه جلوی دشمن وایساد. و توی این ۳۴ روز، مسجد جامع شده بود سنگر اصلی روحیه دادن. هر وقت اوضاع سخت می‌شد، همه برمی‌گشتن اونجا. انگار بهشون دل می‌داد، جرأت می‌داد. بعدش شهر سقوط کرد… و مسجد هم افتاد دست عراقی‌ها. ولی داستان اونجا تموم نشد. حدود ۱۹ ماه بعد، تو عملیات بزرگ عملیات بیت‌المقدس، نیروهای ایرانی برگشتن برای آزادسازی خرمشهر. سوم خرداد ۱۳۶۱، وقتی خبر آزادسازی شهر پیچید، یکی از اولین جاهایی که دوباره پرچم ایران روش بالا رفت، همین مسجد جامع بود.
عکس معروف رزمنده‌ها که روی گنبد و دیوارهای مسجد ایستادن و خوشحالن، همون روز گرفته شد. اون لحظه برای خیلی‌ها یعنی «خرمشهر آزاد شد»
همین عکس:)
الان هم که میای خرمشهر وقتی وارد مسجد می‌شی، هنوز می‌تونی جای گلوله‌ها رو ببینی. انگار دیوارهاش هنوز دارن قصه اون روزها رو آروم آروم تعریف می‌کنن
از ایستادگی این مردم میشه خیلی درس ها گرفت خرشمهر ها در پیش است…
اگر کتاب دا رو خونده باشین انگار خودتون اون چند روز رو توی خرمشهر زندگی کردین نیازه یکبار دیگه بخونمش👌☺️
دیشب حاج حسین یکتا توی روایتگریش به یه چیزی اشاره کرد که خیلی برام جالب بود اینکه چقدر به جزییات توجه داره و همین باعث شده روایتگریش جذاب باشه گفت اون عکس شهید همت رو حتما خیلی هاتون دیدین همون که انگشتش رو باند پیچی کرده و چسب زده اون انگشتش بین جمعیت وقتی رفته پیش بچه بسیجی ها ازبس بهش محبت داشتن و عشق داشتن و دوسش داشتن توی ازدحام جمعیت وقتی دورشو گرفتن اونجا دستش از جا میره🥹🥹🥹 چه زیبا و دوس داشتنی
این عکس
با یه چای، برمی‌گردم به خط مقدمِ زندگی😂❤️ @nokarsad
📍علقمه