eitaa logo
معراج العقول
348 دنبال‌کننده
83 عکس
62 ویدیو
6 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
تعجیل در فرج صلوات3648558221.mp3
زمان: حجم: 22M
هواللطیف بالاترین نعمت برای یک انسان 📜«مِعراجِ العُقُول»🕯 https://eitaa.com/NOOR_255
هو السلام علیک یا فاطمه الزهرا ؛ سیّده نساءالعالمین قصّه مسمار امان از موقعی که آتش کین در دل نامردمردان شعله ور می شد . همان وقتی که مردی مرده بود و عمرها باناجوانمردی به سر می شد . همان وقتی که غدّاران دوران درپی تحریف دین مصطفی بودند و سبط اکبر او مثل سبط اصغرش از جور کین بی بال و پر می شد . هنوز آوای ابلاغ رسالات نبی در ماجرای خم به گوش خلق باقی بود . که مولای غدیر اینگونه از جور و جفای ناقضین عهد خم بی همسفر می شد . زمانی چند از هجر جگرسوز رسول مصطفی نگذشته بود ،افسوس ، که حق عترت او اینچنین در دام مکر و غدر کج فهمان آئینش هدر می شد به رسم جشن آتش بازی دیرینه . آنجا تلّی از هیزم فراهم شد چنان شد مشتعل آذر که حتی بانی آن شر از آن آسیمه سر می شد . دری می سوخت در آتش و هردم شعله های آتش کین پرشرر می شد . و میخ آهنین پشت در آرام آرام از سموم شعله هایش داغتر می شد . فضا را ابری از دود سیاه آلوده بود و تیره بود اطراف به جای سنّت محمود . بدعت رفته رفته در مدینه معتبر می شد . تمام کوچه مملوّ از جماعت بود و می شد ازدحام هر لحظه افزونتر دریغا در میان های و هوی آن جماعت ناکسی هرآینه نزدیک در می شد . سکوتی مرگبار و سهمگین شد ناگهان در آن شلوغی حاکم میدان نهال کینه دیرینه ای در سینه اش بیش از همیشه بارور می شد . درون خانه سبطین نبی بودند غرق اضطراب و فضّه هم مضطر به حکم کین بنای مهبط وحی الهی با تبر زیر و زبر می شد . علی در خانه بود و اهرمن فریاد می زد یا علی : " اخرج " میان آن همه نامرد تنها سینه زهرا ولیّش را سپر می شد . میان شعله های آتش کینه ‌. در بیت علی می سوخت و می گشت خاکستر و مسمار در از فرط حرارت . داغ و برّان مثل تیغ و نیشتر می شد . چنان زد با لگد ناکس به در. کز شدت ضربش و نیز از جور میخ در ، یگانه حامی حیدر به خون غلطید پشت در و او تنهاتر از تنها مهیّای سفر می شد . چوداس کینه برگل خورد ویاس مصطفی افسرد ومحسن غنچه سا پژمرد ، به جای آب از چشم علی می ریخت خون . طوری که خاک کوچه تر می شد . بدینسان اجر ابلاغ رسالت شد ادا اینگونه با آزردن ریحانه پیغمبر رحمت ، و اینگونه مسیر دین احمد منحرف می گشت و نخل عمر او بی بار و بر می شد . حمید از داغ مهجوریّ ثقلین نبی آزرده خاطر بود و خونین دل ، از این رو قمری طبعش به یاد غربت مولا و زخم سینه زهرا دمادم نوحه گر می شد . سلام‌الله‌علیها عج 📜«مِعراجِ العُقُول»🕯 https://eitaa.com/NOOR_255
-غم_نامہ .(2)(2).mp3
زمان: حجم: 6.3M
هو غم‌نامه جلوه ذات خداوند فاطمه مادر ما بود..🖤🥀 📜«مِعراجِ العُقُول»🕯 https://eitaa.com/NOOR_255
هو اگر عاشقی، از عافیت بگریز و اگر دیوانه ای از سلامت بپرهیز. 📜«مِعراجِ العُقُول»🕯 https://eitaa.com/NOOR_255
هوالحی آنکه جان داد به شمشیر تو جانانه شود و آنکه مست تو شود ساقی پیمانه شود آنکه دیوانه ز عشق تو نشد عاقل نیست عاقل آنست که از عشق تو دیوانه شود خم گیسوی تو بر شانه فتاده است ای‌کاش دست من در خم گیسوی تو چون شانه شود آشنا با همه باشی تو و من در عجبم کآشنای تو چرا از همه بیگانه شود دیشب ای شمع دل از هجر تو جانم می‌سوخت آرزو داشت که بر گرد تو پروانه شود ملک معمور دلم گر شده دیوانه چه غم آخر آنجا شود آباد که ویرانه شود بعد از این عقل «فؤاد» از پی زاهد نرود همدم عشق کجا همره فرزانه شود 📜«مِعراجِ العُقُول»🕯 https://eitaa.com/NOOR_255
معراج العقول
هوالحی آنکه جان داد به شمشیر تو جانانه شود و آنکه مست تو شود ساقی پیمانه شود آنکه دیوانه ز عشق ت
هو اللَّهُمَّ صَلِّ وَ سَلِّمْ وَ زِدْ وَ بَارِكْ عَلَى السَّيِّدَةِ الْجَلِيلَةِ الْجَمِيلَةِ الْمَعْصُومَةِ الْمَظْلُومَةِ الْكَرِيمَةِ النَّبِيلَةِ الْمَكْرُوبَةِ الْعَلِيلَةِ، ‏ذَاتِ الْأَحْزَانِ الطَّوِيلَةِ فِي الْمُدَّةِ الْقَلِيلَةِ، الرَّضِيَّةِ الْحَلِيمَةِ الْعَفِيفَةِ السَّلِيمَةِ، الْمَجْهُولَةِ قَدْراً وَ الْمَخْفِيَّةِ قَبْراً، الْمَدْفُونَةِ سِرّاً وَ ‏الْمَغْصُوبَةِ جَهْراً، سَيِّدَةِ النِّسَاءِ، الْإِنْسِيَّةِ الْحَوْرَاءِ، أُمِّ الْأَئِمَّةِ النُّقَبَاءِ النُّجَبَاءِ، بِنْتِ خَيْرِ الْأَنْبِيَاءِ، الطَّاهِرَةِ الْمُطَهَّرَةِ، الْبَتُولِ الْعَذْرَاءِ، فَاطِمَةَ التَّقِيَّةِ النَّقِيَّةِ الزَّهْرَاءِ عَلَيْهَا السَّلَامُ... در بیان عظمت این مصیبت همین بس که به مادر کل خلقت؛ نفس کل عالم وجود؛ جسارت شد... آجرك الله يا مولای یا صاحب‌الزمان‌عج... آه کل فلک....... 📜«مِعراجِ العُقُول»🕯 https://eitaa.com/NOOR_255
هو برو و با رنج خود را ریاضت بده، خودت را بشکن، خودت را ویران کن، تا گنج وحدت را در زیر ظاهر وجود خودت بتوانی ببینی. اگر هم اهل این‌که بگدازی نیستی، او خودش تو را می‌گدازد، البته به شرط اینکه استعداد داشته باشی. اگر کسی استعداد داشته باشد و غافل باشد از استعدادش، خدا خودش این‌کار را عهده دار می‌شود. این‌که مردم اکثر در ظاهر خودشان ول هستند، در ظاهر خودشان مانده‌اند، چون استعداد ندارند، اگر استعداد داشته باشند خدا وارد می‌شود و وجود آن‌ها را به آتش می‌کشد و می‌سوزاند... 📜«مِعراجِ العُقُول»🕯 https://eitaa.com/NOOR_255
معراج العقول
هو برو و با رنج خود را ریاضت بده، خودت را بشکن، خودت را ویران کن، تا گنج وحدت را در زیر ظاهر وجود خ
هوالعلے اقتدا بر عاشقان کن گر دلیلت هست درد ور نداری درد، گرد مذهب رندان مگرد! رحمة‌الله‌علیه 📜«مِعراجِ العُقُول»🕯 https://eitaa.com/NOOR_255
هو السلام علیک یا صاحب الزمان عج منتظر دادگر ای آخرین ستاره بخت بشر، بیا وی دادخواه دادگر منتظر ، بیا ای وارث رسالت خاتم ، ولی عصر ، وی مشعل هدایت ثانی عشر ، بیا ای حامل لوای فرج ، حجت خدا وی ضامن نجات بشر از خطر ، بیا ای راوی روایت تنهایی علی ، وی بی قرار قصه مسمار و در ، بیا ای داغدار داغ جگرسوز کربلا ، وی از جفای حرمله خونین جگر ، بیا ما را احاطه کرده بلا ، دستمان تهی ست . بنما به حال مضطر ما یک نظر ، بیا کارد ستم رسیده دگر تا به استخوان ، ای پادشاه ملک عدالت ، دگر ، بیا ظلمت فکنده سایه به عالم ، سفیر نور ، ای مژده طلیعه صبح ظفر ، بیا تار است روزمان چو شب از هجرت ای عزیز، بنمای شام تیره ما را سحر ، بیا شمع امید منتظران آب می شود ، هجران شکسته اهل ولا را کمر ، بیا سنگ جفا شکسته پر و بال شیعه را مرهم گذار زخم دل ، ا ی تاج سر ، بیا بیش از همیشه تشنه عدل است این جهان ای ذوالفقار عدل الهی به بر ، بیا ای آخرین خلیفه پیغمبر خدا ، وی منجی مسافر ما از سفر ، بیا حاضر ترین رفیق ره غائب از نظر ، ای مظهر اراده حق ، زودتر ، بیا با اقتدار حیدری و فر جعفری ، بر کاخ ظلم و جور بیفکن شرر ، بیا ره سنگلاخی است و پر از پیچ و پرخطر بگذار سر کنیم برایت سپر ، بیا بر بزم وصل منتظران بلا کشت ، ساغر به دست ، باده به بر ، عشوه گر ، بیا جان حمید ، منتظر دل شکسته ات ، ای بوستان عدل علی را ثمر ، بیا 📜«مِعراجِ العُقُول»🕯 https://eitaa.com/NOOR_255
هو خطاب به حضرت حجة ارواحنا فداه دلبرا دست امید من و دامان شما سر ما و قدم سرو خرامان شما خاک راه تو و مژگان من ار بگذارد ناوک غمزه و یا خنچر مژگان شما شمع آه من و رخسارۀ چون لالۀ تو چشم گریان من و غنچۀ خندان شما لب لعل نمکین تو مکیدن حظیست که نه طالع شودم یار نه احسان شما رویم از نرگس بیمار تو چون لیمو زرد به نگردد مگر از سیب زنخدان شما نه در این دائره سرگشته منم چون پرگار چرخ سرگشته چو گوئیست بچو کان شما درد عشق تو نگارا نپذیرد درمان تا شوم از سر اخلاص بقربان شما خضر را چشمۀ حیوان رود از یاد اگر ز سرش رشحه ای از چشمۀ حیوان شما عرش بلقیس نه شایستۀ فرش ره تست آصف اندر صف اطفال دبستان شما نبود ملک سلیمان همه با آن عظمت موری اندر نظر همت سلمان شما جلوۀ دید کلیم الله از آن دید جمال نغمه ای بود انا الله ز بیابان شما طائر سدره نشین را نرسد مرغ خیال بحریم حرم شامخ الارکان شما قاب قوسین که آخر قدم معرفت است اولین مرحلۀ رفرف جولان شما فیض روح القدس از مجلس انس تو و بس نفخۀ صور صفیریست ز دربان شما گرچه خود قاسم الارزاق بود میکائیل نیست در رتبه مگر ریزه خوار خوان شما لوح نفس از قلم عقل نمی گردد نقش تا نباشد نفس منشی دیوان شما هرچه در دفتر ملکست و کتاب ملکوت قلم صنع رقم کرده بعنوان شما شده تا شام ابد دامن آفاق چه روز زده تا صبح ازل سرز گریبان شما چیست تورات ز فرقان شما؟ رمزی و بس یک اشارت بود انجیل ز قرآن شما هست هر سوره بتحقیق ز قرآن حکیم آیۀ محکمه ای در صفت شأن شما آستان تو بود مرکز سلطان هما قاف عنقاء قدم شرفۀ ایوان شما مهر با شاهد بزم تو برابر نشود مه فروزان بود از شمع شبستان شما خسرو اگر بمدیح تو سخن شیرین است لیکن افسوس نه زیبنده و شایان شما ای که در مکمن غیبی و حجاب ازلی آه از حسرت روی مه تابان شما بکن ای شاهد ما جلوه ای از بزم وصال چند چون شمع بسوزیم ز هجران شما مسند مصر حقیقت ز تو تا چند تهی ای دو صد یوسف صدیق بقربان شما رخش هست بکن ای شاه جوانبخت تو زین تا شود زال فلک چاکر میدان شما زهرۀ شیر فلک آب شود گر شنود شیهۀ زهره جبین توسن غرّان شما مفتقر را نه عجب گر بنمائی تحسین منم امروز در این مرحله حسّان شما «غروی اصفهانی» 📜«مِعراجِ العُقُول»🕯 https://eitaa.com/NOOR_255