﷽ 🎇 🕋 خدا (۱۲):
🕋 «الله» شناسی فطری بت پرستان(۱):
⚡️ آيات شريفه دلالت دارد که لفظ «الله» قبل از نزول قرآن، بر سر زبانها دائر بود و عرب نيز آن را ميشناخته است.
از آنجا که مسلم است که بت پرستان و همچنین غير آنها كسی نمى گويد خالق زمين و آسمان و تسخير كننده خورشيد و ماه يك مشت سنگ و چوبى است كه به دست انسان ساخته و پرداخته شده است.
⚡️⚡️ به تعبير ديگر حتى بت پرستان در «توحيد خالق» شك نداشتند، و آنها در عبادت مشرك بودند، و مى گفتند ما بتها را براى اين مى پرستيم كه واسطه ميان ما و خدا شوند
لذا خداوند در قرآن به مسئله خلقت آسمان و زمين اشاره كرده و از اعتقادات فطری مشرکان كمك گرفته و مى گويد:
"و هر گاه از آنان بپرسى: چه كسى آسمانها و زمين را آفريده، و خورشيد و ماه را مسخّر كرده است؟ مى گويند: «اللَّه»! پس با اين حال چگونه آنان (از عبادت خدا) منحرف می شوند؟!".
«وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ».
(عنكبوت / 61).
⚡️⚡️ ⚡️ زراره گوید كه از امام باقر (ع) از تفسير این سخن خدای عز و جل که می فرماید: «حُنَفاءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ» (حج/31) پرسيدم؟
امام فرمود: حنيف بودن همان فطرتى است كه خدا مردم را به آن سرشته است، و آفرينش خدا دگرگونى ندارد، و فرمود: خدا آنها را بر شناخت خود سرشته است.
زراره گفت: پرسيدم از این سخن خدای عز و جل که میفرماید: «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ .....» (اعراف/171)
امام فرمود نژاد آدم را تا روز رستاخيز از پشت آدم بیرون آورد و آنها چون مورچه درآمدند و خدا خود را به آنها شناساند و اگر این حادثه نبود كسى پروردگارش را نمی شناخت، امام فرمود: رسول خدا (ص) فرمود: هر نوزادی بر فطرت زاده میشود و میفهمد که «الله» آفريننده است.
چنانکه فرموده: "و اگر از آنها بپرسى چه کسی آفريننده آسمانها و زمين است البته مي گويند «الله»".
«وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّه». (لقمان/ 25) -
⚡️ (بحار الأنوار/ ج64/ ص 135 - الكافي/ ج 2/ ص 13)
☀️ #حــدیث_روز
🔔 سبک زندگی اسلامی
✅ امام على علیه السّلام:
خردمند خود را پست مىكند و در نتيجه بلند مرتبه مىشود؛
نادان خودش را بالا مىبرد و در نتيجه پست مىگردد.
:
یکم چشم هاتو ببند...🙃
به عالم دور و برت فکر کن ...
خودت و خدای خودت ....
الا با ذکر الله تطمعن القلوب❤️🌺
#تلنگرانه
⁉️ هست یا نیست
🔺دشمن هست یا نیست؟ هست.
🔺منتظر فرصت هست یا نیست؟ هست.
🔺جمعیت، یکی از مؤلفههای قدرت هست یا نیست؟ هست.
🔺در جمعیت سالمند، قدرت دفاع هست یا نیست؟ نیست.
🔺جمعیت سالمند برای دشمن، فرصت مناسبی هست یا نیست؟ هست.
🔺سالمند شدن ایران نزدیک هست یا نیست؟ هست.
🔺وقتی کشور سالمند شد، فرصت جبران هست یا نیست؟ نیست!😢
پس 🇮🇷 ایرانم جوان بمان🇮🇷
#فرزندآوری
#فرزندان_نشاط_حال_و_آینده
#فرزندان_امید_حال_و_آینده
@live_razavi
✍️ حضرت امام هادي عليه السلام می فرمایند:
◾️أمّا إنّک لَو زُرتَ قَبرَ عَبدِ العَظیمِ عِندَکم لَکنتَ کمَن زارَ الحُسَینَ بنَ عَلِیِّ (ع)
▪️(خطاب به یکی از اهالی ری)بدان که اگر قبر عبد العظیم در شهر خودتان را زیارت کنى، همچون کسى باشى که حسین بن على (ع) را زیارت کرده باشد.
📔میزان الحکمه، ح 7984
@live_razavi
تفرقه بیانداز وحکومت کن.😳
در روزگاران قدیم باغبانی بعد از چندین سال خشکسالی ؛ باران فراوانی داشت و در نتیجه با زحمت و رسیدگی بسیار توانست محصول خوبی بدست بیاورد .
بگونه ای که در تمام روستا ؛ آوازه پرباری محصولش دهان به دهان میگشت .
یک روز که برای سرکشی به باغش رفته بود ؛ متوجه شد سه دزد در حالیکه هر کدام کیسه ای بر دوش دارند مشغول دزدیدن میوه های او و پر کردن کیسه هایشان هستند .
نخست تصمیم گرفت سر و صدا براه اندازد تا مردم به کمکش بیایند ؛ اما دید تا آنموقع دزدان فرار کرده اند .
بعد تصمیم گرفت با چوب به آنها حمله کند ؛ ولی دید آنها سه نفرند و او یکنفر . پس حریف نمیشود .
بعد از اینکه تمامی راهها را با خود سبک سنگین کرد ؛ چاره ای بذهنش رسید .
به آرامی به دزدان نزدیک شد و سلام کرد .
دزدها ؛ متوجه شدند که وی صاحب باغ میباشد اما با پررویی ؛ به روی خود نیاوردند . با خونسردی جواب سلام باغدار را دادند .
دزد اول گفت ؛ من مردی فقیرم و پولی ندارم تا برای خانواده ام میوه ای تهیه کنم . آمده ام کمی میوه برایشان ببرم .
باغدار لبخندی زد و گفت خوب کاری کردی راحت باش .
دزد دوم گفت من درویشم و روضه میخوانم و انعامی میگیرم . وقتی به شهر شما آمدم خیلی گرسنه بودم ؛ آمدم کمی میوه بچینم و بروم .
باغدار باو هم لبخندی زد و گفت خوب کاری کردی تو هم راحت باش .
از دزد سوم پرسید تو چرا آمده ای ؟
دزد گفت ؛ من مامور مالیاتم . آمده ام مالیات میوه ات را بگیرم .
باغدار با احترام گفت ؛ شما چرا میوه میچینید ؟ بیایید برویم ته باغ از میوه های دست چین مخصوص خودم بشما بدهم .
دزد سوم که باورش شده بود با خوشحالی با باغداز همراه شد و به انباری ته باغ رفت تا میوه های دست چین بگیرد .
باغدار در آنجا با ترکه اناری که داشت کتک مفصلی به او زد و دست و پایش را بست و در گوشه ای رها کرد و بسراغ دو دزد دیگر رفت .
به دزدی که ادعای درویشی میکرد گفت ؛ کمی چای دم کرده ایم . خسته شدی بیا با ما چای بخور و دعایی هم در حقمان انجام بده ثواب دارد .
دزد دوم هم حرف باغدار را پذیرفت و با او به ته باغ رفت . باغدار او را هم با ترکه انار کتک مفصلی زد و دست و پایش را بست و رهایش کرد و بسراغ دزد سوم رفت .
او را هم در همان جا کتک مفصلی زد و دست و پایش را بست و گوشه ای رها کرد و خود بسراغ قاضی رفت و با آوردن قاضی انها را بدست قانون سپرد .
همسایگان که ماجرا را نمیدانستند با تعجب او را دوره کردند و پرسیدند :
تو چگونه به تنهایی توانستی سه دزد را گرفتار کنی ؟؟
باغبان تبسمی کرد و گفت ؛ مگر نشنیده اید که میگویند :
تفرقه بیانداز و حکومت کن...
#داستان
@live_razavi