تلخ ترین قسمت امشب اونجایی بود که یه خانم پیری یه نفرو بغل کرده بود و از داغ عزیزای از دست دادش گریه میکرد و یه آقای جوونیم پشت سرش که از اقوامش بود داشت نگاه میکرد و اشک تو چشاش جمع شده بود💔.
امروز یک ماه شد ،
از آخرین روزی که دختر و پسر های مینابی کنار هم میخندن ،
معلماشون بهشون افتخار میکنن ،
حضرت آقا داره برای آخرین بار قرآن میخونه ،
فرمانده هامون میخوان خودشونو آماده کنن برای دفاع از میهن ،
آخرین روزیه که کنار بچه های کلاسیم ؛
که دلم برای تک تک شن تنگ شده🙂💔.
نوشته بود :
فقط برخی از مردم
باران را احساس میکنند،
باقی آنها
تنها خیس میشوند.
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توی دنیای بعدی🎀
Join: @dandycandy
کاش میشد بفهمیم با کارامون دل کیا رو میشکونیم و به چه کسایی توهین میکنیم !
دارم هر روز بیشتر با این قضیه کنار میام که دوستی ها و آدم ها موندگار نیستن .