محدود شدم، بیو چک.
بچهها یه چیزی بگم؟ اون روز رو یادتونه… روز بدون کیف؟ وقتی بارون اومد، من یهو گریم گرفت. ریحانه، بشر
منظورت چیه با این متن گریه کردم((((((((:
من واقعا نمیخواستم تموم بشه بودن کنار شماها..
من هنوز وقت دارم ولی واقعا عمیقا و از ته دل نمیتونم بپذیرم و درک کنم چه کسایی و دارم از دست میدم؛
خدایا جدی الان ماها سال آخرمونو میخوایییم بریم؟
حس میکنم همش یه دروغه .
و عمیقا از ته دل دوست دارم برگردم ششم دوباره شروع کنم چون واقعا از سال ششم به بعد همچی انگار یهو از هم پاشید.
اما خب نمیشه دیگه .
عمره میگذره🙏🏻
از همینجا ارزوی موفقیت برای تکتکتون
دارم موفق و پراُمید باشین🌱:)
891.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فیلم دیدن 🛐
𓂃 ִֶָ 𝐅𝗈𝐥𝗅𝗈𝗐 𝐔𝗌 ₍ @poni_in ִֶָ