شيوه ارائه
مطالب هر آيه در قالب ٥ عنوان ارائه مىگردد :
١.متن آيه،كه با رسمالخط عثمان طه و با اعراب كامل،تايپ و چندين بار مورد دقّت قرار گرفته است.
٢.ترجمه هر آيه،كه به صورت گروهى و زير نظر مؤلّف محترم و با استفاده از بهترين ترجمههاى موجود،(حداقل ٦ ترجمه)نگارش يافته و به جهت گويايى و روانى آن، مطالب توضيحى مورد لزوم در ميان پرانتز آمده است.
٣.نكتهها،كه امور زير در اين قالب عرضه گرديده است:
الف: بيان ريشه و ترجمهى لغات مشكل آيه.
ب: بيان شأن نزول آيه كه در فهم محتواى آيه نقش كليدى داشته است.
ج: بيان آيات مرتبط با آيه كه در فهم موضوعى قرآن تأثير به سزايى دارد.
د: بيان روايات ذيل آيه،كه در اين بخش با توجّه به گستردگى روايات، تنها به ذكر نمونههايى بسنده شده است.
ه: بيان برخى توضيحات براى روشنتر شدن مفهوم آيه.
و: طرح برخى پرسشها و پاسخگويى به آنها.
٤.پيامها،كه مقصود اصلى مؤلّف از اين تفسير همين بخش بوده است تا نشان دهد قرآن كتاب زندگى بشر در همهى عصرها و براى همه نسلهاست. البته مستند برداشتهاى مؤلّف، چنانكه در پايان هر پيام آمده است يكى از امور زير مىباشد:
الف:مفردات كلمات هر آيه.
ب:عبارتى مركّب از چند كلمه.
ج:رابطهى صدر و ذيل آيه.
د:رابطهى هر آيه با آيات قبل.
٥.پاورقى كه نشانى آيات و روايات و كتب تفسيرى را باختصار آورده است. همچنين مطالبى مربوط به آيه كه در قالب نكتهها و پيامها نمىگنجيده، در پاورقى ذكر شده است.
تذكّرات لازم: ☝️
١.گاهى تعداد نكتهها و پيامهاى يك آيه، از يك مورد تجاوز نكرده است كه به جهت حفظ قالب كار، باز هم عنوان نكتهها و پيامها به صورت جمع آمده است.
٢. در مورد كتب تفسيرى، هرجا كه مراد، مطالب آن تفسير در ذيل آيه بوده است، نشانى جلد و صفحه ذكر نشده است.
در پايان از زحمات حجج اسلام آقايان سيّد جواد بهشتى، رحمت جعفرى، حسن دهشيرى و محمود متوسل كه در تتبّع و بررسى تفاسير و آقاى علىمحمّد متوسلى كه در امر مقابله و تصحيح نهايى اين جلد نهايت همكارى را داشتهاند صميمانه تشكّر مىگردد.
و همچنين اعلام مىداريم: با همهى تلاشهايى كه در جهت حفظ اصول و قواعد فوق و تصحيح اغلاط تايپى صورت گرفته است، يقيناً نواقص و كاستىهايى در عرضه اين تفسير وجود دارد كه اميدواريم همچون گذشته خوانندگان گرامى بذل محبّت نموده و با ارسال نظرات و پيشنهادات خود به نشانى📬: تهران-صندوق پستى ١٤١٨٥/٥٨٦ ما را در جهت اصلاح و تكميل آن يارى نمايند و پيشاپيش سپاس ما را پذيرا باشند.
مركز فرهنگى درسهايى از قرآن
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مقدّمه چاپ جديد
در سال ١٣٧٨ براى تجديد چاپ جلد اوّل توسط«مركز فرهنگى درسهايى از قرآن»يكبار ديگر«تفسير نور»را با دقّت مطالعه كردم. مطالبى را حذف يا ادغام نموده و مطالب جديدى را كه خداوند به ذهنم انداخت و يا از«تفسير راهنما»و «نخبة التفاسير»استفاده كرده بودم به مطالب قبلى اضافه شد.
🤔 در يكلحظه به فكر فرورفتم، نوشتهاى را كه بعد از دو سه سال به دست خودم تغيير مىدهم،ذاگر به قيامت برسد و از نظر اولياى خدا و فرشتگان و از همه بالاتر خداوند بگذرد چقدر تغيير خواهد كرد.
تازه اين اصلاحات و تغييرات به شرطى مفيد است كه اصل كار با ريا و سُمعه و عُجب، حبط و باطل نشده باشد.
به هر حال زحمتها كشيدم، ولى نمىدانم حتّى يك صفحهى آن در قيامت سبب نجاتم خواهد شد يا نه!
البتّه قرآن نور است و نقص از كار و نوشتههاى ماست.
به هر حال به لطف خداوند اميدوارم تا همان گونه كه در گلستان، خاك به گل تبديل مىشود، در سايهى آيات نورانى قرآن، نوشتههاى ما نيز به نور تبديل شود.
اللّهم آمين
محسن قرائتى
٧٨/٤/٦
سيماى سوره حمد
سورهى حمد كه نام ديگرش«فاتحة الكتاب»است، هفت آيه دارد¹ و تنها سورهاى است كه بر هر مسلمانى واجب است روزانه ده بار آن را در نمازهاى شبانه روزى بخواند و در صورت ترك عمدى نماز او باطل است.«لا صلاة الّا بفاتحة الكتاب»²
بنا به روايت جابر بن عبد اللّه انصارى از رسول اكرم صلى الله عليه و آله: اين سوره بهترين سورههاى قرآن است
و به نقل ابن عباس؛ سورهى حمد اساس قرآن است.
در حديث نيز آمده است: اگر هفتاد مرتبه اين سوره را بر مرده خوانديد و زنده شد،تعجّب نكنيد.³
از نامگذارى اين سوره به«فاتحة الكتاب»توسط پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله،⁴ معلوم مىشود كه تمام آيات قرآن در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله جمعآورى شده و به صورت كتاب در آمده است و به امر ايشان اين سوره در آغاز و شروع كتاب (قرآن)قرار گرفته است.
همچنين در حديث ثقلين مىخوانيم كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:«انّى تارك فيكم الثقلَين كتاب اللّه و عترتى»¹ من دو چيز گرانبها در ميان شما مىگذارم،كتاب خدا و خاندانم. از اين حديث نيز معلوم مىشود كه آيات الهى در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله به صورت«كتاب اللّه» جمعآورى شده و به همين نام در ميان مسلمانان معروف و مشهور بوده است.
آيات سورهى مباركه فاتحه، اشاراتى دربارۀ خداوند و صفات او، مسئله معاد، شناخت و درخواست رهروى در راه حقّ و قبول حاكميت و ربوبيّت خداوند دارد.
همچنين به ادامهى راه اولياى خدا، ابراز علاقه و از گمراهان و غضبشدگان اعلام بيزارى و انزجار شده است.
سورهى حمد-همانند خود قرآن-مايهى شفاست،هم شفاى دردهاى جسمانى و هم شفاى بيمارىهاى روحى.²
درسهاى تربيتى سورهى حمد
قبل از تفسير سوره حمد سيمايى از درسهاى اين سوره را ترسيم نموده و در صفحات بعد به شرح آن مىپردازيم؛
١- انسان در تلاوت سورهى حمد با «بِسْمِ اللّهِ» از غير خدا قطع اميد مىكند.
٢- با «رَبِّ الْعالَمِينَ» و «مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» احساس مىكند كه مربوب و مملوك است و خودخواهى و غرور را كنار مىگذارد.
٣- با كلمه«عالمين»ميان خود و تمام هستى ارتباط برقرار مىكند.
٤- با «اَلرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» خود را در سايه لطف او مىداند.
٥- با «مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» غفلتش از آينده زدوده مىشود.
٦- با گفتن «إِيّاكَ نَعْبُدُ» ريا و شهرت طلبى را زائل مىكند.
٧- با «إِيّاكَ نَسْتَعِينُ» از ابرقدرتها نمىهراسد.
٨- از «أَنْعَمْتَ» مىفهمد كه نعمتها به دست اوست.
٩- با «اِهْدِنَا» رهسپارى در راه حقّ و طريق مستقيم را درخواست مىكند.
١٠- در «صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ» همبستگى خود را با پيروان حقّ اعلام مىكند.
١١-با «غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ» و «لاَ الضّالِّينَ» بيزارى و برائت از باطل و اهل باطل را ابراز مىدارد.
«١»بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشندهى مهربان.
نكتهها:
در ميان اقوام و ملل مختلف، رسم است كه كارهاى مهم و با ارزش را به نام بزرگى از بزرگان خويش كه مورد احترام و علاقهى آنهاست، شروع مىكنند تا آن كار ميمون و مبارك گردد و به انجام رسد. البتّه آنان براساس اعتقادات صحيح يا فاسد خويش عمل مىكنند.
گاهى به نام بتها و طاغوتها و گاهى با نام خدا و به دست اولياى خدا،كار را شروع مىكنند.
چنانكه در جنگ خندق، اوّلين كلنگ را رسول خدا صلى الله عليه و آله بر زمين زد.¹
«بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» سرآغاز كتاب الهى است. «بِسْمِ اللّهِ» نه تنها در ابتداى قرآن، بلكه در آغاز تمام كتابهاى آسمانى بوده است.در سرلوحۀ كار و عمل همهى انبيا «بِسْمِ اللّهِ» قرار داشت.
- وقتى كشتى حضرت نوح در ميان امواج طوفان به راه افتاد، نوح عليه السلام به ياران خود گفت:سوار شويد كه «بِسْمِ اللّهِ مَجْراها وَ مُرْساها»² يعنى حركت و توقّف اين كشتى با نام خداست.
- حضرت سليمان عليه السلام نيز وقتى ملكه سبا را به ايمان فراخواند، دعوتنامه خود را با جملهى «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»³آغاز نمود.
- حضرت على عليه السلام فرمود:« بِسْمِ اللّهِ»، مايه بركت كارها و ترك آن موجب نافرجامى است.
همچنين آن حضرت به شخصى كه جملهى «بسم اللّه» را مىنوشت، فرمود:«جودها»آن را نيكو بنويس.⁴
بر زبان آوردن «بِسْمِ اللّهِ» در شروع هر كارى سفارش شده است؛در خوردن و خوابيدن و نوشتن، سوار شدن بر مركب و مسافرت و بسيارى كارهاى ديگر.
حتّى اگر حيوانى بدون نام خدا ذبح شود، مصرف گوشت آن حرام است و اين رمز آن است كه خوراك انسانهاىِ هدفدار و موحّد نيز بايد جهت الهى داشته باشد.
در حديث مىخوانيم:« بِسْمِ اللّهِ» را فراموش نكن، حتّى در نوشتن يك بيت شعر.
و رواياتى در پاداش كسى كه اوّلينبار «بسم اللّه» را به كودك ياد بدهد، وارد شده است.¹
❓ سؤال:چرا در شروع هر كارى «بِسْمِ اللّهِ» سفارش شده است؟
🔺 پاسخ: «بِسْمِ اللّهِ» آرم و نشانۀ مسلمانى است و بايد همه كارهاى او رنگ الهى داشته باشد.
همان گونه كه محصولات و كالاهاى ساخت يك كارخانه، آرم و علامت آن كارخانه را دارد؛ خواه به صورت جزيى باشد يا كلّى.
مثلاً يك كارخانه چينىسازى، علامت خود را روى تمام ظروف مىزند، خواه ظرفهاى بزرگ باشد يا ظرفهاى كوچك.
🇮🇷 يا اينكه پرچم هر كشورى هم بر فراز ادارات و مدارس و پادگانهاى آن كشور است و هم بر فراز كشتىهاى آن كشور در درياها، و هم بر روى ميز ادارى كارمندان.
❓ سؤال:آيا «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» آيهاى مستقل است؟
🔺 پاسخ:به اعتقاد اهلبيت رسول اللّه عليهم السلام كه صد سال سابقه بر ساير رهبران فقهى مذاهب دارند و در راه خدا به شهادت رسيده و در قرآن نيز عصمت و پاكى آنها به صراحت بيان شده است،آيه «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» آيهاى مستقل و جزء قرآن است.
فخر رازى در تفسير خويش شانزده دليل آورده كه «بسم اللّه» جزء سوره است.
آلوسى نيز همين اعتقاد را دارد.
در مسند احمد نيز «بسم اللّه» جزء سوره شمرده شده است.
برخى از افراد كه بسماللّه را جزء سوره ندانسته و يا در نماز آن را ترك كردهاند، مورد اعتراض واقع شدهاند.
در مستدرك حاكم آمده است: روزى معاويه(علیه الهاویة) در نماز «بسم اللّه» نگفت! مردم به او اعتراض كردند كه«أ سرقت أم نسیت»،آيه را دزديدى يا فراموش كردى؟! ٣
امامان معصوم عليهم السلام اصرار داشتند كه در نماز، بسماللّه را بلند بگويند.
امام باقر عليه السلام در مورد كسانى كه«بسماللّه»را در نماز نمىخواندند و يا جزء سوره نمىشمردند، مىفرمود:«سرقوا اكرم آية»¹بهترين آيه قرآن را به سرقت بردند.
در سنن بيهقى در ضمن حديثى آمده است: چرا بعضى«بسماللّه»را جزء سوره قرار ندادهاند!²
شهيد مطهّرى قدس سره در تفسير سوره حمد، ابن عباس،عاصم،كسايى،ابن عمر،ابن زبير،عطاء، ابن طاوس،فخر رازى و سيوطى را از جمله كسانى معرّفى مىكند كه بسم اللّه را جزء سوره مىدانستند.
در تفسير قرطبى از امام صادق عليه السلام نقل شده است:«بسماللّه»تاج سورههاست.
تنها در آغاز سوره برائت(سوره توبه) «بسماللّه» نيامده و اين به فرموده حضرت على عليه السلام به خاطر آن است كه «بسم الله» كلمه امان و رحمت است و اعلام برائت از كفّار و مشركان،با اظهار محبّت و رحمت سازگار نيست.³
سيماى «بِسْمِ اللّهِ»
١. «بِسْمِ اللّهِ» نشانگر رنگ و صبغۀ الهى و بيانگر جهتگيرى توحيدى ماست.
٢. «بِسْمِ اللّهِ» رمز توحيد است و ذكر نام ديگران به جاى آن رمز كفر، و قرين كردن نام خدا با نام ديگران، نشانهى شرك.
⛔ نه در كنار نام خدا،نام ديگرى را ببريم و نه به جاى نام او.
٣. «بِسْمِ اللّهِ» رمز بقا و دوام است؛ زيرا هرچه رنگ خدايى نداشته باشد،فانى است.
٤. «بِسْمِ اللّهِ» رمز عشق به خدا و توكّل به اوست.به كسى كه رحمان و رحيم است عشق مىورزيم و كارمان را با توكّل به او آغاز مىكنيم،كه بردن نام او سبب جلب رحمت است.
٥.«بسماللّه»رمز خروج از تكبّر و اظهار عجز به درگاه الهى است.
٦.«بسماللّه»گام اوّل در مسير بندگى و عبوديّت است.
٧.«بسماللّه»مايه فرار شيطان است.كسى كه خدا را همراه داشت،شيطان در او مؤثّر نمىافتد.
٨.«بسماللّه»عامل قداست يافتن كارها و بيمه كردن آنهاست.
٩.«بسماللّه»ذكر خداست،يعنى خدايا! من تو را فراموش نكردهام.
١٠.«بسماللّه»بيانگر انگيزه ماست،يعنى خدايا هدفم تو هستى نه مردم،نه طاغوتها و نه جلوهها و نه هوسها.
١١.امام رضا عليه السلام فرمود:«بسماللّه»به اسم اعظم الهى،از سياهى چشم به سفيدى آن نزديكتر است.¹
پيامها:
١- «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» در آغاز سوره، رمز آن است كه مطالب سوره، از مبدأ حقّ و مظهر رحمت نازل شده است.
٢- «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» در آغاز كتاب آسمانى، يعنى هدايت تنها با استعانت از او محقّق مىشود.²
٣- «بِسْمِ اللّهِ» كلامى كه سخن خداوند با مردم و سخن مردم با خدا، با آن شروع مىشود.
٤- رحمت الهى همچون ذات او ابدى و هميشگى است. «اَللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»
٥- بيان رحمت الهى در قالبهاى گوناگون، نشانهى اصرار بر رحمت است.(هم قالب«رحمان»،هم قالب«رحيم») «اَلرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»
٦- شايد آوردن كلمه رحمان و رحيم در آغاز كتاب، نشانه اين باشد كه قرآن جلوهاى از رحمت الهى است، همان گونه كه اصل آفرينش و بعثت، جلوه لطف و رحمت اوست. «اَلرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»
تلاوت
تفسیر آیه دوم #سوره_حمد #تفسیراستادقرائتی
نكتهها:
«ربّ» به كسى گفته مىشود كه هم مالك و صاحب چيزى است و هم در رشد و پرورش آن نقش دارد.
خداوند هم صاحب حقيقى عالم است و هم مدبّر و پروردگار آن؛ پس همه هستى حركت تكاملى دارد و در مسيرى كه خداوند معيّن كرده، هدايت مىشود.
علاوه بر سوره حمد، چهار سورهى انعام،كهف،سبأ و فاطر نيز با جمله «اَلْحَمْدُ لِلّهِ» آغاز گرديده،ولى فقط در سوره حمد بعد از آن «رَبِّ الْعالَمِينَ» آمده است.
مفهوم حمد، تركيبى از مفهوم مدح و شكر است.انسان در برابر جمال و كمال و زيبايى، زبان به ستايش و در برابر نعمت و خدمت و احسان ديگران،زبان به تشكّر مىگشايد.
خداوند متعال به خاطر كمال و جمالش، شايستهى ستايش و به خاطر احسانها و نعمتهايش،لايق شكرگزارى است.
«الحمد لله»،بهترين نوع تشكّر از خداوند است. هركَس در هرجا،با هر زبانى، هرگونه ستايشى از هر كمال و زيبايى دارد،در حقيقت سرچشمهى آن را ستايش مىكند.
البتّه حمد خداوند منافاتى با سپاسگزارى از مخلوق ندارد،به شرط آنكه به امر خداوند و در خط و مسير او باشد.
خداوند،پروردگار همهى آفريدههاست. «وَ هُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ»¹ آنچه در آسمانها و زمين و ميان آنهاست،پروردگارشان اوست.
«رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا»² حضرت على عليه السلام مىفرمايد:«من الجمادات و الحيوانات»؛او پروردگار جاندار و بىجان است.«له الخلق و الامر تبارك الله رب العالمين»هم آفرينش از اوست و هم ادارهى آن، و او مربى و پرورشدهندۀ همه است.¹
🤔 مراد از«عالمين»←يا فقط انسانها هستند،مانند آيه ٧٠ سوره حجر كه قوم لوط به حضرت لوط گفتند: «أَ وَ لَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعالَمِينَ» آيا ما تو را از ملاقات با مردم نهى نكرديم؟
← و يا مراد همهى عوالم هستى است.«عالَم»به معناى مخلوقات و«عالَمين»به معناى تمام مخلوقات نيز استعمال شده است.
از اين آيه فهميده مىشود كه تمام هستى يك پروردگار دارد و آنچه در جاهليت و در ميان بعضى از ملّتها اعتقاد داشتند كه براى هر نوع از پديدهها خدايى است و آن را مدبّر و ربّ النّوع آن مىپنداشتند، باطل است.
پيامها:
١- همه ستايشها براى اوست. «اَلْحَمْدُ لِلّهِ»
٢- خداوند در تربيت و رشد هستى، اجبارى ندارد؛ زيرا حمد براى كارهاى غير اجبارى است. «اَلْحَمْدُ لِلّهِ»
٣- همه هستى زيباست و تدبير همه هستى نيكوست؛ زيرا حمد براى زيبايى و نيكويى است. «اَلْحَمْدُ لِلّهِ»
٤- دليل ستايش ما، پروردگارى اوست. «اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ»
٥- رابطهى خداوند با مخلوقات، رابطهى دائمى و تنگاتنگ است. «رَبِّ الْعالَمِينَ» (نقاش و بنّا هنر خود را عرضه مىكند و مىرود، ولى مربّى بايد هر لحظه نظارت داشته باشد.)
٦- همهى هستى،تحت تربيت خداوند يكتاست. «رَبِّ الْعالَمِينَ»
٧- امكان رشد و تربيت، در همهى موجودات وجود دارد. «رَبِّ الْعالَمِينَ»
٨- خداوند هم انسانها را با راهنمايى انبيا تربيت مىكند،(تربيت تشريعى)و هم جمادات و نباتات و حيوانات را رشد و پرورش مىدهد.(تربيت تكوينى) «رَبِّ الْعالَمِينَ»
٩- مؤمنان در آغاز كتاب(قرآن)با نيايش به درگاه خداوند متعال، «اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» مىگويند و در پايان كار در بهشت نيز، همان شعار را مىدهند كه «آخر دعواهم أن الحمد للّه ربّ العالمين»