درسته که اون سالها اشتباه کردم، اما احساسی رو در من به وجود آوردی که هیچوقت نداشتمشون، بخاطر همین از اون حسهای عمیقم به تو پشیمون نیستم، بخاطر اینکه برای دیدنت سر و دست شکوندم پشیمون نیستم بخاطر اینکه من رو رد کردی پشیمون نیستم، حالا برگشتی و حالم رو میپرسی؟ چه فایده؟
مرگ خیلی چیز عجیبیه ، خودت دیگه نیستی و هرچیزی از تو، بیشتر از خودت، آدمها رو به یادت میندازه.
غرغریات.
حال ما خوب خراب است به آن دست نزن :)
اینجا فقط یک هفته بود که از دستت داده بودم ولی الان چی؟ داره یکسال میشه، همینطوری زمانها میگذرن و یک روز میشه یک هفته و یک هفته میشه یک سال و یک سال میشه ده سال و همه بدون تو زندگیشونو میکنن.