لطفاا از کانالی که سین نمیزنید لفت بدین.
لطفاا از کانالی که سین نمیزنید لفت بدین.
لطفاا از کانالی که سین نمیزنید لفت بدین.
لطفاا از کانالی که سین نمیزنید لفت بدین.
لطفاا از کانالی که سین نمیزنید لفت بدین.
لطفاا از کانالی که سین نمیزنید لفت بدین.
غرغریات.
ولی دخترا اون "میم" مالکیتی که آخر اسمشون میذارید رو خیلی دوست دارن .
غرغریاتم دو ساله شد :')🤍
یک چیزهایی هست که شما هیچ وقت نخواهید فهمید.
چیزهای به ظاهر کم اهمیتی مثلِ اینکه چه کسی، در کدام تاریخ، توی تونلِ شماره چندِ کدام جاده با گوش دادن به چه موسیقی ای به یاد شما افتاده است.
یه روزی آشناترین آدم زندگیت جوری غریبه میشه
باهات که فکر میکنی همش یا خواب بوده یا فیلم
امم ، بزار فیلمو بزنم عقبِ عقب ، اون اولش که فهمیدیم هم مدرسهای بودیم و هیچکدوممون نمیخواستیم آشنا در بیاییم، یکم بعدش میخواستیم همو تو کتابخونه ببینیم، ولی چه دیدنی :). یه روز من میرفتم، یه روز تو، همو پیدا نمیکردیم، بعد صدبار تلاش بلاخره همو دیدیم، من طبق معمول اون دختر پر حرف داستان بودم، قشنگ کتابخونه شده بود پاتوقمون، یه بار با کرانچی مست کردیم، مثلا میرفتیم اونجا درس بخونیم اما چه درسخوندنی؟ اون خانم مسئوله هم که یه سره گیر میداد بهمون، می رفتیم کف زمین مینشستیم و باهم کتاب میخوندیم، پاتوق بعدی ما پارک طبقاتی بود، کله سحر میرفتیم اونجا که به کلاسای ظهرمون برسیم، زمستون رسید و بعد هزاار قرن قم برف اومد، باهم رفتیم برف بازی و کلی عکس انداختیم، بعدشم که تولدم شد و برام کادو گرفتی. نزدیک بود با اتوبوس تصادف کنم🤣🤣. و کلی بم خندیدی توعم. آره دیگه. میشه گفت امسال اولین تولدته که باهم دوستیم. وقتایی که نبودم برمیگشتم میدیدم کلی یپام از پیویت دارم، و کلی ذوق میکردم، شبایی که حالمون بد میشد و به کل دنیا فش میدادیم، من غیبت کل دوست و فامیلو میکردم. خوش گذشت، و قراره خوش بگذره، هنوز کلی کار نکرده داریم، هنوز مونده تا قبولی دانشگاهمون و جشن بگیریم و باهم بریم بیرون. هنوز کلی از زندگیت مونده بچه جون، دستتو بده به من باهم بریم جاهای موردعلاقهمون رو بگردیم، بیا بریم رو جدولای خیابونا راه بریم و بستنی شکلاتی بخوریم، کلی کار داریم باهم.
موفرفریِ خوابالویِ خوش صدایِ دیوونه،
تولدت مبارک💛؛