eitaa logo
نسل سوم انقلابی
201 دنبال‌کننده
200 عکس
95 ویدیو
2 فایل
این کانال مجموعه از نوشته ها و یادداشت های حقیر در صفحات مجازی مختلف هست که اینجا گردآوری می‌شود. ممنون میشم اگر مطلبی رو پسندیدید با دیگران هم به اشتراک بگذارید و اگر نقدی داشتید بمن اطلاع دهید. ارادتمند شما قنبر برزگر راه ارتباطی 👇 @ghanbarbarzegar
مشاهده در ایتا
دانلود
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یک زمانی دنیا تحت سیطره لیبرالیسم و نظام سرمایه داری بود و مدل آن در تمام زمینه ها اعم از سیاست، حقوق، فرهنگ، صنعت و... برای تمام دنیا تحت عنوان جهانی سازی تجویز شد. ناکارآمدی این سبک آش را به حدی شور کرد که در خود غرب افکار مارکس و چپی ها ظهور و بروز پیدا کرد و بسیاری از کشورها مسخر این جریانات شد. در خود ایران از زمانی که مدرنیته با مفاهیم آزادی توسط روشنفکران وارد کشور شد(دوره قاجار) تا اوج رواج تفکرات کمونیستی و سوسیالیستی در دهه های سی و چهل، این تلقین بود که کلا دو نوع روش و سبک زندگی و حکومت داری وجود دارد. این حضرت امام(ره) بود که توانست طرحی نو دراندازد و و مفاهیم حکومت اسلامی را تبیین و نظام سازی کند. علی رغم حرکت و پیشرفت در چند دهه گذشته، هنوز حفره های بزرگی در زمینه نرم افزار اسلامی وجود دارد که منحصرا باید حوزه و در مراحل بعد دانشگاهها ورود پیدا کنند. صحبت های آقای رحیم پور ازغدی رو در این فیلم ببینید 020303 https://eitaa.com/ghanbarbarzegar
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بزرگترین ظلم در حق حیوانات را همین افراد به اصطلاح حامی حیوانات مرتکب می‌شوند و حیوانات را اسیر، عقیم و تبدیل به عروسک می‌کنند. بله میفرمودید تحقیقات ثابت کرده چی؟!!!! 😂😂 https://eitaa.com/ghanbarbarzegar
آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد صبر و آرام تواند به من مسکین داد وان که گیسوی تو را رسم تطاول آموخت هم تواند کرمش داد من غمگین داد من همان روز ز فرهاد طمع ببریدم که عنان دل شیدا به لب شیرین داد گنج زر گر نبود کنج قناعت باقیست آن که آن داد به شاهان به گدایان این داد خوش عروسیست جهان از ره صورت لیکن هر که پیوست بدو عمر خودش کاوین داد بعد از این دست من و دامن سرو و لب جوی خاصه اکنون که صبا مژده فروردین داد در کف غصه دوران دل حافظ خون شد از فراق رخت ای خواجه قوام الدین داد /غزل 112 https://eitaa.com/ghanbarbarzegar
اتاق چایی! در عنفوان کودکی به گاه شروع ۴سالگی پدرم که کارگر ساختمانی بود از ارتفاع سقوط کرد و به رحمت خدا رفت. ما ماندیم و تازیانه فقر و مصائب گذران زندگی بدون سایه پدر. از ده سالگی همراه برادر بزرگتر از خودم کارگری میکردیم چون زورمان به کیسه گچ‌ و سیمان و امثالهم نمی‌رسید دو تایی برمی داشتیم و مزد یک کارگر می‌گرفتیم .آن روزها به امثال ما مردان کوچک میگفتند امروزه کودکان کار می گویند اسمش مهم نیست رسمش سخت بود وهست اما پشتمان به مادری مومن و عزتمند گرم بود که پیش از آنکه نماز یادمان دهد کسب رزق حلال و عزت نفس یادمان داد می‌گفت:«سفره نان  نداشته باشد با آب هم میشود زنده ماند. خدا ضامن روزی است خودتان را پیش بندگانش کوچک نکنید بقدر کارتان مزد بگیرید نه بیشتر!که پول حرام، آتش است و مزد با منت کوچکتان میکند و پیشانی که مقابل خدا به خاک افتاد مقابل بندگان خدا خم نمیشود که اگر خم شد، باید نمازتان قضا کنید!» القصه در آن ایام در تبریز سر میدان کارگری می ایستادیم و منتظر کارفرمایی بودیم که خدا واسطه روزیمان مقرر کرده بود. اگر به میدان کارگری برای بردن کارگر سر زده باشید چندین نفر شما را دوره میکنند و با شما سر مزد و نوع کارگری که میخواهید چانه می‌زنند. این موضوع برای شما که از فضای داخل میدان خبر ندارید طبیعی جلوه میکند؛ شما کارگر میخواهید و ایشان کار! اما واقعیت کمی پیچیده است اینها که شما را دوره کرده اند با هم هماهنگ هستند و یک گروه اند که گاها تبدیل به باند هم می شدند. بینشان تقسیم کار بود؛ یکی دو نفر دید میزدند کارشان شکار کارفرما بود! شناسایی و دوره اس. که میکردند معمولا سردسته مذاکره میکرد و یکی دو نفرشان سرکار می‌رفت و به مابقی پورسانت می‌ داد. پورسانت هم حساب کردن پول قلیان مابقی در صبح روزی بود که از کار منفک می‌شد! اگر داخل این گروه‌ها نمی شدی اصلا توفیق زیارت کارفرما نصیبت نمی شد و پشت حصار حراست گوشتی گروهها جا می ماندی! چون منی که نه اهل دود و دم بودم و نه چاق کردن قلیان بلد بودم در گوشه ای کز می کردم و می ایستادم و اضطراب تامین نان شب سفره ای را داشتم که بعضاً نان و خیار خالی بود و البته ته دلم  حرارتی بود که امید به فیض روح القدسی داشت که باز مدد فرماید و من خدا را نه در برهان های اثبات خداوند کتاب دینی مدرسه بلکه در مراجعه بی سر و صدای کارفرما ها به خودم در همان گوشه کز کرده در میدان کارگری یافتم و بی تحریض و تشویق کسی نمازخوان شدم! عضویت در گروههای شبه مافیا در میدان کارگری ساز و کار سختی نداشت اما اهلیت لازم داشت برای خودشان گزینش داشتند و هر کسی را راه نمی‌دادند! محور گزینش هم کافه و قلیان بود سوال اصلی هم این بود: «سر کدوم کافه قلیون میکشی؟» البته این ترجمه مودبانه من است به زبان مادری جور دیگری می پرسیدن: «گده هاردا قورولدادارسان؟!» جواب این سوال مسیر گزینش را تعیین میکرد. اگر کافه ات یکی بود سوال بعدی مزه قلیونت بود اگر باهاشون دم خور بودی و به مرامشان میخوردی راهت میدادند منتهی باید توجیه بودی که  پول قلیون را حساب کنی و این حساب کردن حکم شاه کلید را داشت بیشتر خرج میکردی کار بیشتری گیرت میامد! بخصوص  اگر حواست به توجیبی سردسته بود! سردسته هم نوعا گنده لات بود اسمهای با مسمی هم داشتند ؛ مثلا «قابان ممی» ، «گوموش سیفی» ، « کال تاری وردی» و... گاهی وقت ها هم به جان هم می افتادند و کتک کاری میکردند البته زود هم آشتی میکردند روش آشتی هم حساب کردن پول قلیون حریف بود کلا همه چیز بر مدار کافه می چرخید! گذشت و دوران دانشجویی ما در تهران خورد به هیجانات دوم خرداد در دانشگاههای تهران. ما بخشی از طرف دعوا در آن دوران در سمت نیروهای انقلابی در آن مقطع بودیم سمت مقابل هم تحکیمی ها و البته جریان نفاق آن روزها بود. بخشی از این دعوا به انتخابات مجلس ششم کشید. در آن ایام مسول مالی یکی از قطب های انتخاباتی در بخش دانشجویی بودم و پول ستادهای تهران را پرداخت میکردم. آنقدر در آن ایام شور دفاع از انقلاب و فعالیت برای فرستادن نیروهای انقلابی به مجلس را داشتیم که حواسم به گعده های محفلی و بغلی در ستاد مرکزی نبود. اتاق چایی که شبیه به اتاق معجزه بود! مثلا دانشجوی ارشد می‌رفت داخلش بیرون که می آمد دکتر خطاب می شد. انتخابات که تمام شد سر کرسی  تدریس دانشگاه آزاد فلان استان و شهر می نشست  و می شد استاد! و همه شرایط احراز هم کنار گذاشته شد. از آن لیست کسی به مجلس نرفت ولی بعدها جز انگشت شماری از ایشان از مرام به ظاهر انقلابی خود برگشتند و جزو سردمداران فتنه ۸۸ شدند! القصه اتاق چایی بی شباهت به کافه های میدان کارگری نبود مهمترین شباهتش هم انتفاع گعده ای و محفلی بود که استحقاق و شایستگی و صلاحیت در آن نامفهوم بود و شرط صلاحیت، اخلاص در گماشتگی و سرسپردگی بود! نگارنده:مهندس فیروزکوهی https://eitaa.com/ghanbarbarzegar
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من فکر نمی‌کنم کسی عظمت این شهامت ها و شجاعتها را درک کند؛ مگر اینکه مادر و پدر باشد... و چه امیدوارانه است وجود چنین ابرانسانهایی در جای جای این کشور... پی نوشت:سخنان زیبنی‌وار مادر شهید احمدی؛ سرباز مرزبانی که در درگیری با طالبان به شهادت رسید https://eitaa.com/ghanbarbarzegar
گوهر پاک بباید که شود قابل فیض ور نه هر سنگ و گلی لؤلؤ و مرجان نشود اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش که به تلبیس و حیل دیو مسلمان نشود عشق می‌ورزم و امید که این فن شریف چون هنرهای دگر موجب حرمان نشود دوش می‌گفت که فردا بدهم کام دلت سببی ساز خدایا که پشیمان نشود حسن خلقی ز خدا می‌طلبم خوی تو را تا دگر خاطر ما از تو پریشان نشود ذره را تا نبود همت عالی حافظ طالب چشمه خورشید درخشان نشود /غزل 227 https://eitaa.com/ghanbarbarzegar
low.mp3
زمان: حجم: 15.4M
اگر علاقه مند به مباحث هستید پیشنهاد میکنم این رو گوش کنید. برنامه جهان آرا در موضوعات مختلف برنامه های چالشی خوبی برگزار می‌کند که قابل تقدیر است. 👈🏼موضوع: بررسی راهکارهای افزایش تولید و مهار تورم 🔰صوت کامل گفت‌وگو با: 👤سید ياسر جبرائیلی، عضو هیات علمی دانشگاه مهدی طغیانی، سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی برنامه جهان آرا https://eitaa.com/ghanbarbarzegar
شما این افسردگی را از خود دور کنید؛ برنامه و روش تبلیغات خودتان را تکمیل نمایید و در معرفی اسلام جدیت به خرج دهید و تصمیم به تشکیل حکومت اسلامی بگیرید و در این راه پیش قدم شوید و دست به دست مردم مبارز و آزادیخواه بدهید؛ حکومت اسلامی قطعاً برقرار خواهد شد. به خودتان اعتماد داشته باشید. شما که این قدرت و جرات و تدبیر را دارید که برای آزادی و استقلال ملت مبارزه می کنید، شما که توانستید مردم را بیدار و به مبارزه وادار کنید و دستگاه استعمار و استبداد را به لرزه درآورید، روز به روز بیشتر تجربه می آموزید و تدبیر و لیاقت شما در کارهای اجتماعی بیشتر می‌شود. وقتی موفق شدید دستگاه حاکم جائر را سرنگون کنید یقین از عهده اداره حکومت و رهبری توده‌های مردم بر خواهید آمد. بله آن آدم های بی عرضه ای که در حوزه ها نشسته اند از عهده تشکیل و ادامه حکومت بر نمی‌آیند چون آنقدر بی عرضه اند که قلم هم نمی‌تواند به کار ببرند، قدمی هم در هیچ کاری بر نمی دارند. از بس از اجانب و عمالشان به گوش ما خوانده اند که آقا برو سراغ کارت. سراغ مدرسه و درس و تحصیل. به این کارها چه کار دارید. این کارها از شما بر نمی آید. ما هم باورمان آمده کاری از ما بر نمی آید! و اکنون من نمی توانم این تبلیغات سوء را از گوش بعضی بیرون کنم و با آنها بفهمانم که شما باید رئیس بشر باشید. شما هم مثل دیگران اید. شما هم میتوانید مملکت را اداره کنید. مگر دیگران چطور بودند که شما نیستید؟! کتاب ولایت فقیه حضرت امام خمینی(ره) سال 1348 هجری شمسی https://eitaa.com/ghanbarbarzegar
نمی توان هر کس را با بحث و برهان به مقصد رساند و نمی توان با یک پستان به همه شیر داد و همه را تغذیه کرد. آن رسول است یک دسته را با برهان و یک دسته را با اعجاز و یک دسته را با عمل و یک دسته را با محبت و تالیف قلوب و یک دسته را با ضربه و فشار و حتی با شمشیر می سازد و به راه می کشد. هر کس این را می داند که تنها بذر خوب برای برداشت محصول کافی نیست، که باید مانع ها را برداشت و زمینه ها را فراهم کرد و سپس بذرها را ریخت و برهان ها را نشان داد و حرف‌ها را مطرح کرد و این مانع ها گاهی با نرمش و محبت مرتفع می شوند و گاهی با ضربه و گاهی با مرور زمان. https://eitaa.com/ghanbarbarzegar
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥ماجرای افتادن تصویر امام خمینی در ماه ✳️پخش شایعه در بین عموم توسط روحانی نماهای درباری جهت حفظ شاه و جلوگیری از سقوط پهلوی 🔹 حسن ثنا، مشاور امنیتی رییس ساواک، راز این شایعات را برملا می کند وی میگه در سال 1357، 20 میلیون برای این طرح هزینه کردند! https://eitaa.com/ghanbarbarzegar
یه اهل دلی بر روی انسان غافل، کلی کار کرد تا هدایتش کند... بعد از کلی بحث، طرف گفت حاجی نماز میخونم بشرط اینکه از رو جوراب مسح بکشم و وضو بگیرم...حال جوراب در آوردن ندارم😁 حاجی قبول کرد و او هم نماز خواند... این بنده خدا یه بار پیش یه شیخی(شیخ از نوع شیخ های حافظ) همینجوری از رو جوراب وضو گرفت... شیخ خیلی تعجب کرد و توبیخ، که فلان فلان شده، کی بهت یاد داده اینجوری وضو بگیری؟! گفت فلانی... خلاصه شیخ، رفت پیداش کرد که آقای برادر، چرا با دین مردم بازی میکنی و.... اهل دل به شیخ چیزی گفت که شاید جواب خیلی از ماهاست: شیخ تا اینجا من آوردمش! زحمت جوراب درآوردنشم تو بکش... 020317 https://eitaa.com/ghanbarbarzegar