هدایت شده از بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻
این شما بودید که در "تاخیرِ" پیغمبرتان،
به گاو دل بستید!
و در "نبودش" آواره شدید.
ما که قومِ مطرود نیستیم؛
ما برای امامِ "ندیده"، جان میدهیم...
و با رفتنِ هیچ رهبری،
راه گم نمیکنیم؛
#هیاهو
•|🌌|• @bidelijat
🔰خطاب به کشور های کاسه لیس آمریکا در منطقه
از اونجا که همه زیرساخت هاتون حاصل پیشرفت علمی و زحمت های خودتونه،🤡
سریع شتر هارو برای رفت و آمد در سطح شهر آماده کنید.
📝@Nasut84
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
در معرفی جنگنده f35 نوشتند که این پرنده حتی به چشم خدا هم نخواهد آمد. نوشتند شبح است. و وقتی صدایش را میشنوید که کیلومترها از فراز سرتان عبور کرده. لبه تکنولوژیک جهان است. قله است. بت بزرگ است. جنگنده f35 و ناو آبراهام لینکلن و ابرسوخترسان بوئینک، بتهای سهگانه ارتش آمریکا بودند. تو بگو لات و هبل و عزی. حالا برای نخستین بار پس از تولید این غول تکنولوژیک، ایران این کلاغ پر ادعا را زده. گرانقیمتترین سلاح تاریخ بشریت را. حالا آبراهام لینکلن فرسخها از آبهای سرزمینی ایران عقب نشسته. و ابرسوخترسانهای آمریکایی در آسمان عراق هدف قرار میگیرند. حالا سوال همه اندیشکدههای نظامی جهان این است که چگونه؟ و من فریاد معروف آن پاسدار را از پای لانچرها میشنوم که «خدایا قادر مطلق تویی، همهکاره تویی و هرچه هست تویی.» به میلیتاریستها و پژوهشگران نظامی جهان بگویید که این راز نه در دستهای نظامیان، که در پیشانیهای مسجود آنان نهفته است. چیزی که شما و ژنرالهایتان از فهم آن عاجزید!
«مهدی مولایی»
@m_molaie110
ناسوت | علیرضا بیگدلی
🔰🤷♂ تایتانیک هم یه روزی میگفت منو خدام نمیتونه غرق کنه... 📝@Nasut84
🔰🤷♂
در معرفی جنگنده f35 نوشتند که این پرنده حتی به چشم خدا هم نخواهد آمد.
📝@Nasut84
ناسوت | علیرضا بیگدلی
🔰🤷♂ در معرفی جنگنده f35 نوشتند که این پرنده حتی به چشم خدا هم نخواهد آمد. 📝@Nasut84
خدا یه جوری با پشت دست میزنه تو دهن کسانی که جلوش قد علم میکنند که اصلا نفهمند از کدوم طرف خوردند...
و در مقابل یه جوری به بنده هایی که ازش اطاعت میکنند حال میده که اصلا نفهمند از کجا بهشون رسیده...
🔰و این است خدا!
📝@Nasut84
ناسوت | علیرضا بیگدلی
🔰 بررسی سینمایی «او» (Her)
این اثر سینمایی محصول سال ۲۰۱۳ میلادی است و روایتی از رابطه عاطفی میان یک انسان و هوش مصنوعی را به تصویر میکشد.
فراتر از بحثهای پیرامون خودِ فیلم، مایلم به نکتهی مهمتری اشاره کنم. آیا توجه کردهاید که جهان امروز در مسیری حرکت میکند که ما تنها یک دهه پیش، در آثار علمی-تخیلی رویای آن را در سر میپروراندیم؟ این پدیده در نگاه شما چه تعبیری میتواند داشته باشد؟
شاید برخی بتوانند چنین پیشرفتهایی را حاصل اتفاق یا تلاشهای تصادفی بدانند، اما من چنین نگاهی را نمیپذیرم. به باور من، بسیاری از فیلمهایی که ما صرفاً برای سرگرمی و گذر اوقات فراغت تماشا میکنیم، در واقع با هدف پیشبرد یک جریان مشخص و ایجاد آمادگی ذهنی در افکار عمومی جهان ساخته شدهاند. در مدیریت افکار عمومی، چه ابزاری قدرتمندتر و مؤثرتر از صنعت سینما؟
حال اگر فرض کنیم آینده علمی جهان با رویکرد ارائهشده در این آثار همسو باشد، چه ایرادی دارد؟ این پرسشی بجاست؛ اما نکته حائز اهمیت آنجاست که این گونه فیلمها معمولاً بر آن نیستند که هر کشور یا قدرتی، سبک و سلیقه خاص خود از آینده را به نمایش بگذارد. برعکس، اکثر آنها در یک فاز و مسیر مشخص حرکت میکنند: سمت و سویی به سمت تکنولوژی، عصر دیجیتال و هوش مصنوعی.
اما چرا اکثر این آثار در چنین فضایی سیر میکنند؟ پاسخ روشن است: کشوری که از دیگران قدرتمندتر است، آینده جهان را مطابق با ایدئولوژی و منافع خود مینگارد. اکثر فیلمهای آخرالزمانی و علمی-تخیلی پرخرج نیز متعلق به همین ابرقدرت هستند. سایر کشورها نیز برای اینکه آثارشان در بازارهای جهانی فروش رفته و جذاب باشد، ناچارند همان مسیری را طی کنند که فیلمهای پرفروش و مطرح طی کردهاند.
اکنون پرسش اساسی دیگری مطرح میشود: هدف آن رأس هرم قدرت در جهان چیست؟ آیا واقعاً هدفی که در ظاهر فیلمها مطرح میشود، مد نظر است؟ هدفی همچون «توزیع عادلانه ثروت و رفاه همگانی برای مردم جهان»؟ یا اینکه هدف اصلی، سیطره و کنترل جهانی بر جوامع و تسلط بر سرمایههاست؟
📝@Nasut84
ناسوت | علیرضا بیگدلی
🔰 بررسی سینمایی «او» (Her)
🔰و اما درباره خود فیلم
پارت اول
«نگاهی کلان و انتقادی که بر ساختار امروز جهان حاکم است، حاکی از آن است که تمدن غرب مسیری را برای بشر ترسیم کرده که در آن، وجود انسان در چرخهی بیپایان «کار» خلاصه میشود؛ تا جایی که کل هویت و شخصیت فرد در گرو شغل و جایگاه شغلیاش تعریف میگردد.
اما ریشه و انگیزهی این رویکرد چیست؟ آیا انسان واقعاً تنها از طریق کارکردن است که هویت خود را بازمییابد؟ چنین نیست؛ بلکه واقعیت امر آن است که هرچه تودههای مردم بیشتر و بیشتر به کار مشغول باشند، سود و منفعت آن مستقیماً به جیب ابرسرمایهداران میریزد.
در این میان، انسان مدرن که ساعات طولانی از روز را صرف تولید ثروت برای شرکتهای عظیم میکند، به تدریج فرسوده میشود و توانایی خود را از دست میدهد. اینجاست که ساختار حاکم ناگزیر میشود تا برای تداوم بهرهکشی، تمهیداتی بیاندیشد و این نیروی کار را بازتولید کند.
برای مثال، کارگر و کارمند که در اثر ساعات کاری طولانی دچار خستگی مفرط و سستی میشود، برای سرمایهدار تهدیدی محسوب میشود؛ از این رو، راهکارهایی همچون مصرف قهوه پیشنهاد میشود تا با یک جرعه انرژی مصنوعی، بار دیگر توانایی ادامهی کار را بیابد.
یا همانطور که در این اثر نیز به تصویر کشیده شده است، انسانها آنقدر درگیر گردونهی کار میشوند که روابط انسانی و خانوادگیشان آسیبهای جدی میبیند. در اینجا نیز سرمایهدار که خود عامل اصلی این خلأ معنوی و کمبود وجودی است، با ظاهری فیلسوفوار، به دنبال پر کردن آن میگردد تا ابزار کارش را از دست ندهد. راهکار او جایگزینی «هوش مصنوعی» با ارتباطات واقعی انسانی است؛ تا بدین ترتیب، آن انسانِ تنها و آسیبدیده، همچنان به عنوان نوکری مطیع برای ادامهی حیات سیستم، باقی بماند.»
📝@Nasut84