🔰رمان وکیل مدافع شیطان
ماجرای دلدادگی دختری مسیحی و پسری یهودی را روایت میکند که در مسیر پرتلاطم عشق منتهی به ازدواج، با جریان های شیطانی مواجه میشود.
نویسنده سعی کرده «نقش یهودیت و صهیونیسم در ایجاد نظم نوین جهانی» رو به صورت غیر مستقیم و در قالب رمان به مخاطب منتقل کنه.
هر چند خیلی توی این «غیر مستقیم گویی» موفق نبوده، و تابلو هست که چیا می خواد بگه، ولی محتواش واقعا تمیز و قشنگ دسته بندی شده و یه پک کامل و جمع و جور هست.
پیشنهاد به مطالعه میشه
📝@Nasut84
🔰کتاب مبانی جامعه شناسی آنتونی گیدنز
جوامع مدرن به جوامعی مصرفی تبدیل شده اند که دستیابی به کالا های مادی بزرگترین دغدغه خاطر آنها است...
📝@Nasut84
🔰یک تکه نان
زمان زیادی را در صف نانوایی سپری کرده بود.
نگاهش را به شیشه نانوایی انداخت، قطرات باران خودشان را محکم و پی در پی به شیشه می کوبیدند.
با پرت کردن نان به سمتش توسط شاطر، از فکر و خیال خارج شد. نان را برداشت و از نانوایی بیرون آمد.
کلاهش را سر کرد و زیپش را بالا کشید.
قدم هایش را سریع برمیداشت تا زمان رسیدن به خانه کمتر شود.
هنوز راهی بیش نرفته بود که پیرزنی جلویش سبز شد و از او تقاضا کرد یکی از نان هایش را به او بدهد. گفت که پایش درد میکنند و نای ایستادن در صف را ندارد.
اندکی در فکر فرو رفت...
دلش نمی آمد نان را بدهد!
زیرا مدتی طولانی در صف بود و حالا پیرزن می خواست، نان را مفت از چنگش در آورد.
همه این افکار در سرش ثانیه ای بیش زمان نبرد، و او بدون توجه به پیرزن از کنارش رد شد...
سرعتش را بیشتر کرد تا سریع از مخمصه خلاص شود و زیاد معذب نشود.
نزدیک خانه شد.
در حال گذر از یک خیابان بود که پایش به سنگی گیر کرد و با صورت نقش بر زمین شد.
و یکی از نان هایش از دستش رها شد و در جوی آب روانه شد...
📝@Nasut84
🔰او
موقع رانندگی گوشی اش را چک میکرد.
هنگام غذا خوردن برنامه مورد علاقه اش را میدید.
به خیال اینکه در زمانش صرفه جویی میکند.
برای افزایش زمانش و رسیدن به کارهایش شب ها تا دیر وقت بیدار می ماند ولی از ساعت ها ول چرخی در فضای مجازی، دقیقه ای کم نمی کرد!
دوست داشت صبح هایش را از ۵ آغاز کند ولی تایم خوابش این اجازه را به او نمی داد.
او فکر میکرد خیلی زرنگ است...
📝@Nasut84
🔰کتاب مبانی جامعه شناسی آنتونی گیدنز
بریتانیا یکی از کشور هایی است که بیشترین آمار فقر در جهان توسعه یافته دارد.
بیشتر مردمان مرفه اطلاع درستی از کم و کیف فقر در اطراف خود ندارند...
📝@Nasut84
🔰فیلم های آخرالزمانی
در اکثرشان پس از نبرد انسان ها، طبیعت از شهر میجوشد و از دل سنگ ها سبزه بیرون میزند.
و این را بشر خود به تصویر میکشد و قبول دارد که عامل همه بدبختی ها خودش بوده است و هر وقت کنار کشیده است یا از بین رفته است، طبیعت باز هم جریان را در دست گرفته است و جهان را زیبا کرده است.
ولی همچنان انسان های حریص و کشور های پیشرفته، نمی خواهند دست از این جنگشان با طبیعت بردارند.
زیرا منفعتشان در ستیز با طبیعت حاصل میشود...
📝@Nasut84
🔰او
همیشه به دنبال نکته ای خاص و عجیب و غریب بود تا زندگی اش را تغییر دهد..
ولی هیچ وقت هزاران نکته ای که در کوله بار خود داشت و عمل به هر یک از آنها میتوانست باعث تحول در زندگی اش شود را نمی دید...
📝@Nasut84
🔰آنها
با رگ های باد کرده پیشانی اش و صورت ای سرخ، مشغول دفاع از دین اسلام بود و حرف هیچ کس را نمی شنید...
و ما با شناختی که از او داشتیم میدانستیم اگر در یکی از کشور های اروپایی زیست کرده بود، حال داشت با همین شدت به دفاع از مسیحیت می پرداخت...
و او تنها نبود، حجم کثیری از پیرو ادیان مختلف بودند که فکر میکردند خود دینشان را برگزیده اند...
📝@Nasut84
🔰او
فرمانده در حال توضیح که:«اگر جنازه دیدید، دست و پای خود را گم نکنید و....»
او آرام سرش را پایین انداخت، پوزخندی زد و در دلش گفت:« مُرده چه ترسی دارد که دست و پای خود را گُم کنیم؟»
روز عملیات فرا رسید و او با دیدن اولین جنازه چشمانش سیاهی رفت و نقش بر زمین شد...
📝@Nasut84