🔰او
موقع رانندگی گوشی اش را چک میکرد.
هنگام غذا خوردن برنامه مورد علاقه اش را میدید.
به خیال اینکه در زمانش صرفه جویی میکند.
برای افزایش زمانش و رسیدن به کارهایش شب ها تا دیر وقت بیدار می ماند ولی از ساعت ها ول چرخی در فضای مجازی، دقیقه ای کم نمی کرد!
دوست داشت صبح هایش را از ۵ آغاز کند ولی تایم خوابش این اجازه را به او نمی داد.
او فکر میکرد خیلی زرنگ است...
📝@Nasut84
🔰کتاب مبانی جامعه شناسی آنتونی گیدنز
بریتانیا یکی از کشور هایی است که بیشترین آمار فقر در جهان توسعه یافته دارد.
بیشتر مردمان مرفه اطلاع درستی از کم و کیف فقر در اطراف خود ندارند...
📝@Nasut84
🔰فیلم های آخرالزمانی
در اکثرشان پس از نبرد انسان ها، طبیعت از شهر میجوشد و از دل سنگ ها سبزه بیرون میزند.
و این را بشر خود به تصویر میکشد و قبول دارد که عامل همه بدبختی ها خودش بوده است و هر وقت کنار کشیده است یا از بین رفته است، طبیعت باز هم جریان را در دست گرفته است و جهان را زیبا کرده است.
ولی همچنان انسان های حریص و کشور های پیشرفته، نمی خواهند دست از این جنگشان با طبیعت بردارند.
زیرا منفعتشان در ستیز با طبیعت حاصل میشود...
📝@Nasut84
🔰او
همیشه به دنبال نکته ای خاص و عجیب و غریب بود تا زندگی اش را تغییر دهد..
ولی هیچ وقت هزاران نکته ای که در کوله بار خود داشت و عمل به هر یک از آنها میتوانست باعث تحول در زندگی اش شود را نمی دید...
📝@Nasut84
🔰آنها
با رگ های باد کرده پیشانی اش و صورت ای سرخ، مشغول دفاع از دین اسلام بود و حرف هیچ کس را نمی شنید...
و ما با شناختی که از او داشتیم میدانستیم اگر در یکی از کشور های اروپایی زیست کرده بود، حال داشت با همین شدت به دفاع از مسیحیت می پرداخت...
و او تنها نبود، حجم کثیری از پیرو ادیان مختلف بودند که فکر میکردند خود دینشان را برگزیده اند...
📝@Nasut84
🔰او
فرمانده در حال توضیح که:«اگر جنازه دیدید، دست و پای خود را گم نکنید و....»
او آرام سرش را پایین انداخت، پوزخندی زد و در دلش گفت:« مُرده چه ترسی دارد که دست و پای خود را گُم کنیم؟»
روز عملیات فرا رسید و او با دیدن اولین جنازه چشمانش سیاهی رفت و نقش بر زمین شد...
📝@Nasut84
🔰فکر
در دنیای امروز، دیگر تفکر جایگاهی برای اکثریت مردم جهان ندارد.
بلکه این رسانه های غول پیکر هستند که با انتقال دیتا به مخاطبانشان، ذهنیت مردم را آنگونه که خود دوست دارند جهت میدهند...
📝@Nasut84
🔰خدایا مارا به ببخش
به خاطر بار هایی که بلند کردن آن وظیفه ما بود؛ ولی ما چون دوست نداشتیم شانه خالی کردیم.
و کار هایی را که به ما ربطی نداشت را چون دوست میداشتیم انجام دادیم...
📝@Nasut84
🔰کتاب روایت تفکر جلد ۴
و اینگونه شد که سرمایه داران جای تولید کنندگان کوچک را گرفتند و آنها را زیر پا له کردند. چرا که منفعتشان در نابودی کسب و کار های کوچک بود. و به مرور زمان مردم به خاطر تبلیغات و... به سمت برند های معروف رفتند و خرده فروشان و کسب و کار های کوچک از بین رفتند و مردمی که روزی آقای خود بودند و برای خود مغازه ای داشتند، حالا مجبور شدند نوکر سرمایه دار های بزرگ شوند.
و پولی دریافتی شان یک دهم سرمایه دار که هیچ، شاید یک صدم چیزی بود که صاحبان شرکت های بزرگ کسب میکردند.
این مسیری هست که ماهم در پیش گرفته ایم و روز به روز در حال نابود سازی کسب و کار های کوچک هستیم...
📝@Nasut84
🔰او و دوستش
به پایگاه بسیج محله خود رفتند و پس از شرکت در دوره های لازم، فعالی خود را گرفتند و مشغول فعالیت شدند.
نیمه شب ها نیز پیش هم مینشستند و درباره فضا و ساختار پایگاهشان صحبت میکردند.
چند وقتی گذشت...
او و دوستش به این نتیجه رسیدند که فضای پایگاه خراب است و مشکلاتی دارد.
دوستش به خاطر مشکلاتی که پایگاه داشت آنجا را ترک کرد و به دنبال جای بهتری رفت.
ولی او به خاطر مشکلاتی که پایگاه داشت، همان جا ماند...
📝@Nasut84
🔰خدایا مارا ببخش
به خاطر کار هایی که صرفا «دلمان» می خواست آنها را انجام دهیم ولی ما گشتیم و گشتیم تا برایش توجیه های دینی پیدا کنیم که وجدانمان ما را آزار ندهد...
📝@Nasut84