🔰کتاب روایت تفکر جلد ۴
حکومت های مستقل، دشمن بزرگ آنها هستند...
📝@Nasut81
🔰او
چهار تا کتاب خوانده بود و با بعضی از اساتید نشست و برخاست داشت.
کمی هم در تنهایی خود فکر هایی کرده بود و چیز هایی در سر داشت.
هر چه جلوتر میرفت بیشتر به این نتیجه میرسید که، خود خدای خود است.
روز به روز بیشتر از روز قبل دیگران را قبول نداشت و با همین منوال پیش میرفت...
1⃣
📝@Nasut84
🔰او
حالا علاوه بر خود، خدای اطرافیان هم شده بود...
دیگر دیگران باید به او اصرار میکردند تا به آنها نکته ای بگوید...
و او فقط میگفت:«نه... نمی شود گفت... نمی شود توضیح داد و...»
2⃣
📝@Nasut84
🔰او
فاز میگرفت، و این از همه چیز وحشتناک تر بود.
این حس او را به خدا،
نه، به شیطان تبدیل کرده بود...
شاید اگر هیچ کدام از آن کتاب هارا نخوانده بود و هیچ استادی ندیده بود، وضع بهتری داشت.
شاید اصلا فکر نمیکرد برایش بهتر بود...
3⃣
📝@Nasut84
🔰او
نکته هایی که می آموخت را به هیچ کس نمی گفت، تا مبادا دیگران هم آن را بیاموزند و جایگاهش پایین بیاید...
از آگاهی یافتن دیگران در هراس بود.
انسان ها را احمق فرض میکرد و خود را خدای آنها میدانست...
دوست داشت همه آویزان او باشند و از او طلب پند کنند و او هم با ناز و عشوه جوابی سر بالا به آنها بدهد و اگر خیلی اصرار می کردند، آنها را به گوشه ای ببرد و نکته ای را آنقدر بزک کند که طرف، مبهوت آنچه او گفته بشود.
در حالی که آن نکته را بقال سر کوچه هم میتوانست به او بگوید...
4⃣
📝@Nasut84
🔰او
بدتر از خساست در مال، خسیس بودن در دانش است...
حس اش اینگونه بود که:« من برای این نکته ها زحمت های بسیار کشیدم و حالا آن را مفت به دیگران نمی دهم»
در حالی که نمیدانست، وظیفه اش در قبال نکته ای که آموخته، این است که آن را به دیگران برساند تا دِین اش را نسبت به چیز که آموخته است ادا کرده باشد...
5⃣
📝@Nasut84
🔰او
و چقدر بیچاره بودند کسانی که دورش حلقه میزدند و او را مرشدی می خواندند که می خواهد آنها را از بند ها برهاند.
در حالی که نمیدانستند او خود اسیر بندهاست...
اسیر غل و زنجیر هایی که به کمک شیطان برای خود درست کرده است...
گرفتار به نوچه هایی که دور خود جمع کرده است و دیوانه ی پند هایی که در آستین دارد تا اطرافیانش را با آنها سحر کند...
آنقدر بدبخت بود که نمیدانست آن پند ها برای نجات خودش و دیگران است، نه اینکه با آنها جایگاهی دروغین برای خود بسازد و دیگران را جادو کند...
6⃣
📝@Nasut84
🔰او
خلاصه که او وضع اش خراب نه، بلکه فاجعه بود.
با اینکه اگر فقط ظاهر قضیه را نگاه میکردی، مردی مهربان و گوگولی را میدیدی که خودش را وقف دیگران کرده و ساده و بی پیرایه، که از خود هیچ ندارد...
7⃣
📝@Nasut84
🔰ما
و ما هم بی تقصیر نیستیم که خود را درگیر این ظواهر کرده ایم و فاکتور های دروغین ساخته ایم. که باعث شده این گونه گرفتار و گیج شویم.
ما خط کش هایمان خراب است که آدم ها را آنگونه که خود دوست داریم و میپنداریم قضاوت میکنیم...
برچسب های خوب و بد به دیگران میزنیم درحالی که معیار هایمان برای زشت و نیکو بودن مردم در دیوار است...
و همین نگاه های خراب، انسان های خراب را بالا میبرند و افراد نیک به گوشه رانده میشوند...
ما در مقابل این اتفاقات مسئولیم...
8⃣Finish
📝@Nasut84
🔰نگرش های مخالف در رسانه ها
تریبونی که در آن حرف هایی خلاف عقاید کلان رسانه ای سخن گفته بشود، دو حالت برای آن سازمان متصور است...
یا آنها تشکیلاتِ گیجی هستند که پای اندیشه های مخالف را به رسانه شان باز کرده اند.
یا اینکه به شدت باهوش هستند...
📝@Nasut84