🔰کتاب مبانی جامعه شناسی آنتونی گیدنز
جهان امروز با دنیای فانتزی ما کاملا متفاوت است!
کشور ها دور کسی جمع نمیشوند که تعداد کاپ های اخلاق بیشتری دارد؛ بلکه از کسی پیروی میکنند که قدرت در دست دارد.
که چون از خود استقلال خاصی ندارند، به قدرتمند بازی میچسبند تا بلکه از او منفعتی ببرند.
کمتر کسی در این بازی است که جرئت ابرقدرت شدن را به خود بدهد.
اکثرا به دنبال چسبیدن به قدرت هستند تا قدرتمند شدن!
و ما باید ببینیم که کدام را می خواهیم...
📝@Nasut84
🔰او
خیلی دوست داشت نویسنده شود، اما تصورش از نویسندگی این بود که یا رشته دانشگاهی اش ادبیات باشد یا در آموزشگاهی دوره نویسندگی گذرانده باشد و دارای گواهی باشد.
بعد از طی کردن این مراحل ، باز هم دلش آرام نگرفت و خود را نویسنده نمی دانست.
شروع کرد به نوشتن متن هایی با کلمات قلمبه سلمبه و پر از آرایه های ادبی. فکر میکردند ارزش یک متن به این است که آنقدر کلمات سنگین در آن بکار ببرد که هیچ کس متن هایش را نفهمد، و آن موقع است که نویسنده میشود.
و همین گونه هم شد، روز به روز متن های عجیب و غریب تر و با آرایه های خاص مینوشت و خیال میکرد برای خود خدا شده است. و همان گونه که تصور میکرد، کثرا مردم متن هایش را نمیفهمیدند. و به همین خاطر احساس میکرد که دارد مسیر را درست طی میکند.
او با خط کشی کَج در جهانش با خودش خوش بود...
📝@Nasut84
🔰او
مسئول فرهنگی یکی از سازمانهای بزرگ کشور بود؛ نهادی که هر سال بودجههای چند هزار میلیاردی را صرف برگزاری همایشها و برنامههای متعدد برای دانشجویان میکرد.
مراسمهایی که در آن ردیفهای آخر سالن مأمن چرتهای کوتاه دانشجویان بود، صندلیهای میانی به اسکرولهای بیپایان گوشیها اختصاص داشت و ردیفهای جلو نیز سهم کسانی بود که تنها برای دریافت گواهی حضور آمده بودند.
در پایان مراسم، مسئول فرهنگی با اعتمادبهنفس کامل پشت تریبون قرار گرفت و با لحنی پیروزمندانه گزارش خود را آغاز کرد:
«الحمدلله بیستوچهارمین جشنوارهٔ فلان با موفقیت برگزار شد و…»
پس از اتمام برنامه، دانشجویان با یک دفترچه، کیک و آبمیوه سالن را ترک کردند؛ و همچنان، سالانه هزینههای عظیمی صرف چنین مراسمهایی میشد و رزومههایی شکل میگرفت که صاحبانشان گمان میکردند کارهای بزرگی در مسیر نجات کشور انجام دادهاند.
اما هنگامی که بحرانها سر برمیآورند و همان نسلِ دانشآموز و دانشجو رفتارهایی برخلاف انتظار نشان میدهد، ناگهان برچسبهایی بر آنان زده میشود؛ در حالی که بسیاری از این جوانان، محصول مستقیم ساختارهایی هستند که اکنون همان مسئولان از پذیرش آن بچه ها رویگرداناند و قبول نمیکنند که اینها نتیجه عملکرد خودشان است...!
چه بسا اگر این بودجههای کلان وجود نداشت و میدان برای افراد دلسوز و بیچشمداشت باز میشد که واقعا دغدغه نسل جوان را دارند، امروز وضعیت اینگونه نبود و حال و روز بهتری داشتیم…
📝 @Nasut84
🔰کجاست تفاوت؟
چه خود خواسته یا نخواسته، ما به اینجا آمده ایم!
چشم باز کردیم و دیدیم همه مشغول خوردن، خوابیدن و صرف کردن چند فعل دیگر هستند.
ماهم مشغول شدیم! گفتیم حتماً مسیرش این است که ماهم عین حیوانات زندگی خود را سر کنیم.
فاز نگیرید؛ وقتی به خودمان و دیگر انسان ها نگاه میکنیم، میبینیم که زندگی هایمان تفاوت چندانی با حیوانات ندارد...
همه مشغول خورد و خواب و خشم و شهوت...
1⃣
📝@Nasut84
🔰دست برتر آنها...
اتفاقا حیوانات خیلی راحت تر از ما این فعل ها را صرف میکنند!
حیوان غذایش مشخص است و به هنگام گرسنگی دست به اقدام میزند. اما بشر ذهنش درگیر است که حالا چه درست بکند؟ چه بخورد؟ کجا بخورد؟ کیفیت آن رستوران بهتر بود یا آن فست فودی؟ در کنارش نوشابه بگیریم یا دوغ؟ و هزاران سوال دیگر؛ و یک جور با تمرکز و دقت به دنبال غذای بهتر هست که انگار دغدغه ای فراتر از خوردن ندارد.
که البته چرا، درگیری ذهنی فراتر هم دارد!
مثل پوشیدن!
لباس و پوشاک را فراموش نکنید. اینکه شلوار لی باشد یا پارچه ای؟ چه مدل کفشی قشنگ تر است؟ جوراب ساق کوتاه بهتر است یا بلند؟ لباسم را داخل شلوار کنم زیباتر است یا بیرون باشد؟ کلاه بگذارم یا نه؟ آستین هایم را بالا بدهم یا پایین قشنگ تر است؟
در حالی که واکنش حیوانات نسبت به همه این پوشاک بشر پشم است و بس.
این گونه که پیش میرود، حیوانات دو هیچ از ما جلوتر هستند!
حسابی به خورد و خواب و خشم و شهوت خود میرسند و مثل انسان آنقدر هم درگیر جزئیات نمیشوند که آخر بخواهد سرشان گیج برود و کلافه شوند...
در این چهارچوب آنها از ما خیلی جلوتر بودند...
2⃣
📝@Nasut84
🔰چرا؟
اما مگر میشود؟
پس چرا به این موجود انسان میگویند؟
وقتی دقیقاً همان مسیر حیوانات را طی میکند، چه لزومی دارد به او انسان بگوییم؟
باید دقیق تر شویم! حتماً چیزی بوده است که او را از حیوانات متمایز کرده و اسمش انسان شده است...
3⃣
📝@Nasut84
🔰دست برتر؟!
باید ببینیم در این رقابت بین انسان و حیوان، در چه ویژگی هایی میتوانیم مانور دهیم که انسان کم نیاورد که هیچ، بلکه دست برتر را نسبت به حیوان داشته باشد. چیزی که حتی در مخیله حیوان هم نگنجد!
خب از کدام طرف شروع کنیم؟
میتونیم از قدرت فیزیکی شروع کنیم: مانند قدرت و سرعت و دقت و هزار چیز دیگر. که ماشاالله در هر کدام از آنها یک حیوان هست که روی ما را کم کند و به بشر بگوید که:« تو به این حرفا نمیخوری»
پس نمیتوانیم روی همچین مواردی تمرکز کنیم. چرا که زمین بازی ما اینها نیست و همچنان حیوانات میتوانند روی انسان را کم کنند...
4⃣
📝@Nasut84
🔰تغییر زمین بازی...
اینها فایده ندارد! در این زمین بازی ما انسان ها شانسی برای بردن حیوانات نداریم.
من می خواهم زمین بازی را به جای دیگری ببرم.(ولی شما ممکن است این جا به جایی را قبول نداشته باشید، یا دوست نداشته باشید و یا به جایی دیگری سفر کرده باشید، که خیلی هم عالی است.
اینها چیز هایی است که من به ذهنم رسیده، که میتواند درست یا غلط باشد)
یکی از چیز هایی که فکر میکنم میتواند تفاوتی چشم گیر بین حیوان و انسان باشد، اختیار اوست! اما نه سطحی از اختیار که حیوانات را هم شامل بشود. درجه ای که انسان حتی میتواند خود و طبیعت را به گَند بکشاند و جهان را نابود کند یا بلعکس. حیوانات هم اختیار دارند ولی نه به این میزانی که بتوانند این کارها را انجام دهند. حالا شاید با خود سوال کنید که:«خب مگر اینکه انسان میتواند خود و دیگران و طبیعت را به گند بکشاند و همه چیز را خراب کند خوب است؟»
بحث حالا سر خوب یا بد بودن نیست، مسئله سطحی از اختیار است که برای هیچ موجود دیگری قابل تصور نیست...
یا مثالی دیگر تفکر است! آن هم نه تفکر عادی که حیوانات هم انجام میدهند که ببینند کدام یونجه بهتر است و...
درجه ای که انسان میتواند درباره هستی یا حتی فراتر از هستی هم تفکر کند، جوری که اگر آن تفکرات را در سر موجودی دیگر قرار دهی سرش منفجر میشود.
یا مثلاً عشق و محبت! آن هم نه عشق و محبتی که گوساله نسبت به مادرش دارد.
درجه ای که عاشقی حاضر است برای معشوقش جانش را هم فدا کند.
و شاید چیز های دیگری هم وجود داشته باشد(که احتمالاً هم هست) و شما بتوانبد پیدایش کنید...
5⃣
📝@Nasut84