دوتا آیکون جادویی دیگه هم داره:
یکیش گردنبندش هست و اون یکی هم مُچ بنده، که به دست راستش بسته!
❌ حمیدرضا رجبزاده مداح جوان اهل بیت، حدودا دو هفته گم شده بوده و مفقود بوده. اخیرا گروهک تروریستی سلطنت طلب، یه ویدئو ازش منتشر کردن درحالیکه به فجیع ترین شکل ممکن به شهادت رسوندنش!
🎬 #بیداری_مدیا برای بیداری وجدانها
@Bidari_Media
هدایت شده از آثار فاطمه طیوب
#مجموعه_بانوان_عاشورا
*سکینه*
عصر عاشورا، قلبش داغدار بود، بیشتر از همه شاید به خاطر رفتن عمو عباس و برادر نوزادش، علی اصغر
اما دوست نداشت غم هایش را به پدرش بگوید. بابا خودش از همه داغدار تر بود. تنها جمله ای به زبانش آمد و نتوانست جلویش را بگیرد یک سوال بود.
سوالی که پاسخش را میدانست...
می شود؟ می شود خودت ما را به مدینه برگردانی بابا؟...
جمله ای که خداحافظی را برای بابا و سکینه سخت تر کرد.
سکینه از نگاه بابا فهمید که حالا، مسئولیت بزرگترش شروع شده است. زمان آن رسیده است که او هم از عزیز ترین داشته اش بگذرد و دین خدا را یاری کند.
بابا رفت و حالا نوبت سکینه بود که راه او را ادامه دهد. تا قصه کربلا را ببرد تا کوفه، تا شام و تا مدینه!