eitaa logo
نگار استیکر
18.5هزار دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
10.7هزار ویدیو
74 فایل
کانال #نگار_استیکر خاص ترین و ناب ترین استیکر های ایتا در کانال ما . ❁ . کپی؟ صلواتش یادت نره . ❁ ـ کانال طنز نگارمون: @TanzzNegar 🥰 کانال روز نگارمون: @R00zNegar 📆 با احترام حمایتی و تبادل نداریم❌ هم صنف نمیزنم تبلیغ 👇👇👇 @NegaarSticker
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
؟ سلام من مهنازم، پنج سال بود عروسی کرده بودم که مجبور شدم بخاطر کار همسرم بیام شهر بزرگی زندگی کنم، واحد رو به رویمون خانوم ۴۰ ۵۰ ساله بود.چون تنها بود هر روز می‌اومد خونه ما همیشه هم به خودش میرسید و شیک، تا اینکه هرروز غروب منو به صرف چای دعوت میکرد خونشون و درست نیم ساعت بعد از برگشتن خواب سنگینی منو می‌گرفت و سرشب از خواب بیهوش میشدم تا اینکه یه روز شک کردم و رفتم خونشون چای رو برداشتم و وقتی برا کاری رفت آشپزخونه چاییو خالی کردم تو گلدون نیم ساعت بعد گفتم خواب میاد دیدم لبخندی زد،رفتم خونه بعد یه ساعت... ادامه داستان🚷👇 https://eitaa.com/joinchat/1878458472C726d4dcc56