نگاشته
فضای مجازی وارد شد اون ندای درونی گفت در حقیقت مطابق هنجارها باش که اتفاقا بعضی مواقع خود آدم هم دوس
و حالا با یه آدم دو شخصیتی طرف هستیم
کسی که در طول روز آدم صاف و اتو کشیده و اتفاقا ضابطهمند و آدمی که شبها تو فیسبوک و ... در حال فرمانبرداری و مشاهده و انجام هرکاری که اون ندای درونی دلش میخواد
ولی دیگه عذاب وجدان و ترس نداره
عذاب وجدان نداره چون صبح مثل بقیه میشه و هنجارمند هست و اتفاقا به بقیه کمک میکنه و هوای پدر مادرشم داره
و ترس نداره چون اینجا ردیابی نمیشه
حالا میخوایم ببینیم که چی میشه بعد یه مدت اون روحیه مجازیه نشتی میکنه به شخصیت حقیقی اش
حالا چی میشه که شخصیت جعلی غلبه پیدا میکنه
یه نفر پیام فرستاد که دو خطش جواب سوال ما بود
آفرین به دقتش
طرف یه هویت جعلی می سازه و طبیعتاً راحت میتونه از خطوط قرمزش عبور کنه
و گفتیم چرا عذاب وجدانش کمه و ترسی هم نداره
بعد می بینه که عه!
من تنها نیستم
ببین اینجا چقدر آدمن که افکاری شبیه من یا حتی بدتر از من دارن
_ حالا فکر کن دشمن هم برنامه ریزی شده اصن چنین افرادی با افکار هوس آلود رو قبلا تو مسیر یه ملتی کاشته باشه تا توهم کنن زیادن_
نگاشته
بعد می بینه که عه! من تنها نیستم ببین اینجا چقدر آدمن که افکاری شبیه من یا حتی بدتر از من دارن _ حال
اینی که انقدر ساده نوشتم یک پدیدهی واقعیه
یعنی مطالعه روش صورت گرفته
یکی از نمونههاش هم جامعهی ایرانه
نگاشته
بعد می بینه که عه! من تنها نیستم ببین اینجا چقدر آدمن که افکاری شبیه من یا حتی بدتر از من دارن _ حال
بعد کم کم این غلیانش بیشتر میشه
ولی همچنان بروزش مجازیه
چون هنجارها هنوز اون رو محدود کرده
حالا یه کاری اینجا لازمه
اینکه این رفتارها و ناهنجاریها رو کم کم به اسمای قشنگ نرمالیزه کنی
به اسم جهان امروز، به اسم نیاز نسل جوان، به اسم دنیای فناوری و ...
حالا مردم اون جامعه تصمیم میگیرن که محکم وایسن یا پا پس بکشن و سکوت کنن
اینجا دو اتفاق می افته:
نگاشته
بعد کم کم این غلیانش بیشتر میشه ولی همچنان بروزش مجازیه چون هنجارها هنوز اون رو محدود کرده حالا یه ک
مثلا سبک پوشش دهه هشتاد از همین مدل بروزها است
مدلایی که تا چند وقت قبلش اگه کسی میدید اصن تو خونه راهش نمیدادن