انقدر بدم میاد واسه بعضیا “سلاااام چطورییییی”ام ولی اونا ‘سلام تو چطوری”ان برام.
دلم برای روزایی که تو دبستان با دوستام دعوام میشد کیفشونو برمیداشتم پرت کنم
یهو میگفتن: نندااازز قران توشه؛ تنگ شده.
تو ذهنم درمورد چیزی که اتفاق نیوفتاده سناریو میسازم و برای اون سناریو استرس میگیرم و غصه میخورم.