#نشر_عمومي
دفاع بانوی تازه مسلمان آمریکایی از چند همسری
مریم جانیس، خواهر تازه مسلمان اهل آمریکا، در صفحۀ فیسبوک خود مطلب جالبی در دفاع از تعدد زوجات و ازدواج موقت نوشته است:
دیشب دربارۀ چند همسری نوشتم. چرا؟ خب، حقیقت این است که همین چندی پیش، من متعه بودم و این برادر خیلی مراقب بود که قضیه لو نرود؛ چون میترسید اگر همسر اولش از ازدواج موقت ما باخبر شود، از او طلاق بگیرد. بالاخره مدت متعۀ ما به پایان رسید. الحمدلله.
ولی میبینید که گاهی چقدر از مخلوق، بیشتر میترسیم تا از خالق؟!
من دیگر ارزش خودم را پایین نمیآورم که راز کسی باشم!
همین است که وقتی پای چیزهایی وسط میآید که خدا برایمان حلال کرده، این قدر سرسختانه حرفم را رک و راست میزنم!
#استغفار #کرونا فرهنگی
goo.gl/NPk1h2
@moteeh 🌿
دوستی با دخترها
(#نیمه_اول)
.
جلسه آخر کلاس پیشدانشگاهی هنرستان بود، کلاس خلوت بود و غائب زیاد داشتیم. برای جلسه آخر یکی از بچهها گفت درباره ارتباط با جنس مخالف حرف بزنیم، باقی هم موافق بودند طبیعتا.
قبول کردم. قبل از شروع نوشتم این چند کلام را بیآنکه بخواهم از حلال و حرام و گناه و ثواب حرف بزنم، پیش میرویم، بعد روی تخته نوشتم چرا ارتباط؟
از بچهها خواستم اگر دلیلی به ذهنشان میرسد بگویند، چهار دلیل گفتند: ارضای غریزه، احساس شخصیت کردن، کامل شدن و شناخت.
بارها این سوال را از بچههای مختلفی در شرایط مختلف پرسیدهام، پاسخها همینهاست بعلاوه دلایل دیگری مثل: نیاز عاطفی، تفریح و سرگرمی، کشف جهان جنس مخالف، رسیدن به آرامش و چیزهایی از همین دست.
همیشه عادت دارم، پاسخهای بچهها را روی تخته بنویسم، ثبت حرفها هم از پراکندهگویی جلوگیری میکند و هم مسیر رسیدن به پاسخ را روشنتر.
گفتم خب، درباره اولین دلیل یعنی غریزه، هنوز توضیح نداده خودشان گفتند دلیل خوبی نیست. گفتم بد هم نیست فقط اگر دو شرط را رعایت کنیم.
کمی توضیح دادم که غریزهها، محترم هستند و توجه بهشان جای خجالت ندارد البته همانقدر که بیتوجهی به اینها مضر است، زیادهروی در غریزهجویی هم مضر است. بعد گفتم شرط اول رابطه با جنس مخالف اگر با هدف ارضای غریزه باشد این است که دختر از نیت و انگیزه پسر با خبر باشد. دور از انصاف است اگر رابطهای بین دو نفر شکل بگیرد اما طرفین با ظاهرسازی و پنهانکاری انگیزه و هدفشان را مخفی کنند، یکی برای ازدواج بیاید و یکی برای غریزه، یکی برای تفریح بیاید و یکی برای رسیدن به آرامش. برایشان نوشتم «طرف مقابل بدونه» یعنی بداند نقشش در این ارتباط یک نقش جنسی و غریزی است.
شرط دوم اینکه در این ارتباط حقوق طرف مقابل حفظ شود. هر تعاملی یک سری حق و یک سری تکلیف روی دوش آدمها میگذارد، مثلا حق دختر است که در این ارتباط مورد بیاحترامی قرار نگیرد، این رابطه ابزار تهدید و فشار علیه او نشود، آبرویش از طرف پسر برده نشود، اگر در برابر این رابطه خواسته و شرطی داشته به خواستهاش برسد، اگر این ارتباط به تولد فرزندی ختم شد وظیفه پدری و سرپرستی را پسر قبول کند.
این دو شرط، شرطهای پیچیده و غریبی نیستند، اینها حداقلهای یک رابطه انسانی هستند. برای بچهها نوشتم «حقوقش از ارتباط محفوظ باشه»، قبول کردند که شرطها، شرطهای معقولی است، گفتم حالا خودمانیم، چقدر از پسرها این شرطهای حداقلی را در رابطهشان با دخترها رعایت میکنند. پاسخشان لبخند بود.
گفتم گرچه قرار نیست پای دین را به بحثمان باز کنم، اما اگر از دین بپرسید این رابطه را با این انگیزه قبول دارد یا نه، میگوید قبول دارم، اسمش را هم گذاشته ازدواج موقت. هم نقش دو طرف روشن است و هم حقوق پسر و حقوق دختر مشخص و محفوظ، یک رابطه امن و آرام.
#یادداشت جوان آراسته #کرونا فرهنگی
@moteeh 🌿
دوستی با دخترها
(#نیمه_دوم)
دلیل دوم، شخصیت پیدا کردن بود. گفتند وقتی آدم تکیهگاه و پناهگاه یک دختر باشد، احساس هویت میکند، احساس بزرگی پیدا میکند. راست میگفتند. اینکه بدانی یک دختر به تو فکر میکند، از کنجهای پنهان زندگیاش با تو درددل میکند و به تو امید دارد، هم لذت دارد و هم شخصیت به آدم میدهد.
گفتم این دلیل را میفهمم اما فقط یک نکته، این وسط آیا حواسمان به حس دخترها هم هست؟ به احساساتشان احترام میگذاریم؟ در همین میان که پسرها سرگرم لذت خودبزرگپنداری و غرور هستند، دخترها بهشان دل میبندند. پسرها پای درددلها و رازهای دخترها نشستهاند اما دخترها عاشق پسرها شدهاند، پسرها مدام خود را تکیهگاه محکمتر و بزرگتری نشان دادهاند و دخترها مدام بهشان اتکا کردهاند و دلدادهاند اما این ماجرا بالاخره یک سرانجام و پایان دارد. پسرها هدفشان تجربه حس بزرگشدگی و رسیدن به هویت مردانه بود که به دست آوردند، دخترها اما هدفشان چیز دیگری بود، دخترها دل بسته بودند، حالا پسرها میتوانند راحت و با دست پر بروند اما دخترها میمانند و تکیهگاه و پناهگاه و سنگ صبوری که دیگر نیست. طبیعتا دخترها شکست میخورند و رنج میبینند. به بچهها گفتم این انگیزه برای ارتباط، اخلاقی نیست. اخلاق به ما اجازه نمیدهد در راه رسیدن به یک لذت، دیگران را قربانی کنیم.
دلیل سوم کامل شدن بود و دلیل چهارم شناخت، هر دو را با هم توضیح دادم. گفتم دخترها جهانی کاملا متفاوت با شما دارند، هم درکشان از جهان متفاوت است و هم منطق و تحلیلشان، از کجا میدانید که با آدمهایی که با شما تفاوت فراوانی دارند، کامل میشوید؟ چه کسی گفته کامل شدن یعنی قرار دادن متفاوتها در کنار هم، اصلا برعکس شاید مانعتان باشند و تغییرتان بدهند.
بعد پرسیدم شما از چه راهی میخواهید دخترها را بشناسید؟ دقیقا در رابطه شما با دخترها چه چیزی چه معنایی دارد؟ کدام نشانه معنای دوست داشتن دارد و کدام نشانه معنای تنفر؟ گفتم یک مثال از سمت خودتان میزنم تا روشنتر باشد: پسری به دوست دخترش میگوید «عاشقتم»، این جمله چه معنایی دارد؟ ممکن است نشانه جوشش علاقه درونی پسر به دختر باشد، ممکن هم هست تنها یک کلمه ساده باشد برای اینکه دختر دلبسته پسر باقی بماند.
پسری که به دختری کادو میدهد، چه معنایی پشت این رفتارش پنهان است؟ شاید به دنبال شاد کردن دل محبوبش باشد، شاید هم این کادو هزینهای است که برای ادامه ارتباط میپردازد.
هر رفتار دیگری هم که بین این دو باشد، برای هر دوشان، میتواند دو معنای متضاد داشته باشد، دست هر دو از کشف معنای حقیقی گفتهها و رفتارها کوتاه است. فهمیدن معنای پنهان در پشت واژهها و عملها کمی پختگی میخواهد که نوجوان و جوانهای دبیرستانی و تازه دانشگاهی هنوز این پختگی را ندارند.
بعد یک گوشه تخته برایشان توضیح دادم که رابطه دوستی پسرها و دخترها با هم، اساسا بستر شناخت یکدیگر نیست، چون غالبا این رابطهها با تفاوتی ناگفته در انگیزه ارتباط شروع میشود و از طرف دیگر هیچ کدام، هیچ وقت آموزش و آگاهی لازم را برای یک تعامل درست دریافت نکردهاند.
آخرش گفتم رابطه دخترها و پسرها نه همیشه بد است و نه همیشه خوب. یک ملاک و معیار بهشان دادم تا خوب و بد رابطهها را بسنجند. گفتم هرجا رابطه، رابطه دختر و پسر بود، یعنی دو طرف به جنسیت هم توجه داشتند، این رابطه ناپسند میشود. هر وقت رابطه، رابطه انسان و انسان بود، یعنی دو طرف به شخصیت هم توجه دارند، این رابطه مناسب است و خوب.
زنگ خورد، اما هنوز حرفهای بیشتری مانده بود.
#کرونا فرهنگی #یاداشت جوان آراسته
@moteeh 🌿
🔸 بنده خیلی امیدوارم به دل پاک و صاف عناصر مؤمن و متقی؛
👈 با دعا و توسل به ائمه و رسول خدا مشکلات برطرف میشود
🔹 بنده خیلی هم امیدوار هستم به دل پاک و صاف جوانها بخصوص، و عناصر مؤمن و متقی و پرهیزگار که اینها واقعاً میتوانند با دعای خودشان بلاهای بزرگ را دفع کنند. این بلا به نظر ما بلای آنچنان بزرگی نیست، از این بلاها بزرگتر هم وجود داشته و دارد، خودمان هم در کشور مواردی را مشاهده کردیم. میتوانند با دعا، با توسلات و با طلب شفاعت و وساطت از ائمهی اطهار (علیهمالسلام) و طلب کمک از آن بزرگواران و توسل به ائمهی اطهار (علیهمالسلام) و به رسول، نبی مکرم اسلام میتوانند خیلی از مشکلات را برطرف کنند. ۹۸/۱۲/۱۳
#كرونا #صحيفه_سجاديه #كرونا_را_شكست_ميدهيم
@moteeh 🌿
✅ زنده شدن کسی که به خاطر متعه و احیای سنتی که عمر علیه ما علیه آن را حرام کرده بود توسط مخالفین شیعه به شهادت رسیده بود به دستور #امام_جواد صلوات الله علیه زنده شد
احمد بن علی بن کلثوم سرخسی می گوید:
روزی یک از دوستانم به نام ابن زینبه را دیدم و ضمن گفتگو از من پرسید:
آیا از داستان و ماجرای احکم بن بشار مروزی و از آن اثری که روی حلق و گلوی او باقیمانده خبر داری ،گفتم:
من نیز شبیه بریدگی را روی گلوی او مشاهده کرده ام و چندین بار علت آن را پرسیده ام ولی همیشه از بیان ماجرا خودداری کرده است گفت در زمانی که حضرت آقا امام جواد (سلام الله علیه)در بغداد بودند ما هفت نفر بودیم و همه با هم در یک خانه زندگی می کردیم؛
یک روز هنگام عصر متوجه شدیم که احکم در کنار مانیست، نمیدانستیم کجا رفته است و تا شب هنگام بازنگشت.
ناگهان نیمه شب فردی که از جانب حضرت آقا امام جواد سلام الله علیه نامه ای آورد؛ نامه را گشودیم نوشته بود:
💠 أَنَّ صَاحِبَكُمُ الْخُرَاسَانِيَّ مَذْبُوحٌ مَطْرُوحٌ فِي لِبْدٍ فِي مَزْبَلَةِ كَذَا وَ كَذَا فَاذْهَبُوا فَدَاوُوهُ بِكَذَا وَ كَذَا
دوست خراسانی شما که منتظر او هستید، زخمی شده و در زباله دان فلان منطقه افتاده است، بروید او را بیاورید و به روشی که بیان می کنم درمانش نمایید.
فورا به همراه دوستان برخواسته به آن محل رفتیم، احکم را به همان حالی که امام (سلام الله علیه) فرموده بود مشاهده کردیم❗️
بدن مجروحش را به محل سکونت منتقل و طبق راهنمایی حضرت آقا امام جواد (سلام الله علیه) معالجه را آغاز نمودیم و او بهبود یافت.
احمد بن علی گفت:داستان او به این شکل بود که در یکی از محله های بغداد متعه و ازدواج موقت انجام داده بود که ناگهان گروهی از مردم آن منطقه که پیرو سنت عمر و ابوبکر بودند، وقتی از قضیه متعه مطلع شدند، داخل منزل شده، دست های او را از پشت بسته و کتک فراوانی به او زدند،سپس با چاقو رگهای گردنش را بریدند و او را ذبح کردند و او را در زباله دانی انداختند❗️
#مسلمانان_مظلوم_هند #کرونا اجتماعی
📚 اثبات الهداة، ج4، ص:404
رجال الكشي،ص: 569
مكاتيب الأئمة،ج5، ص:32
@moteeh 🌿
حتی بهشت هم بروم پنجشنبه شب
بر زائران کرببلا غبطه می خورم
#شب_زیارتی_ارباب
#هديه #امام_جواد
@moteeh 🌿
یادداشت اول، خیال دختر در جهان پسر.
در این چند یادداشتی که درباره روابط دختر و پسر خواهم نوشت، تلاش میکنم تا دور از تعارف و محافظهکاری و کلیگویی بنویسم. نوشتن این یادداشتها برای من سخت است، اما امیدوارم با حفظ مرزهای اخلاق و ادب، بتوانم روشن و دقیق بنویسم.
#کرونا فرهنگی
پسرها دخترها را برای چه میخواهند؟ پسرها از چه چیز دخترها لذت میبرند؟ وقتی فکر میکنند، به چه ویژگی از دخترها فکر میکنند؟ اگر سابقه سرچ پسرها را در گوگل نگاه کنیم و بعد کلیدواژههایی که مربوط به دخترهاست جدا کنیم، چه کلمههایی را میبینیم؟ پسرها وقتی با هم هستند و از دخترها حرف میزنند، چه واژههایی را در توصیف دخترها به کار میبرند؟ پسرها صفحه چه جور دخترهایی را فالو میکنند؟ چه خاطرههایی از دخترها دارند؟
منظورم از پسرها، همه پسرهاست: پسرهای مقطع ابتدایی، پسرهای متوسطه اول، پسرهای متوسطه دوم، پسرهایی که تازه رفتهاند دانشگاه، پسرهایی که طلبهاند، پسرهایی که ارشد میخوانند و پسرهایی که دانشگاه نرفته جایی دنبال کارند، پسرهایی که حالا پیرپسر هستند.
پاسخ سوالهای بالا، انگیزه پسرها را برای ورود به ارتباط با جنس مخالف، نشان میدهد.
این سوالها را اگر از یک پسر بپرسید، در میانه این پرسشها میخندد. چرا؟ چه چیز خندهداری رخ داده؟ سوالها خندهدار نیست اما اولین پاسخی که به ذهن همه میرسد، پاسخی است که خنده به لب میآورد. گاهی خندهای از سر شرم، گاهی خندهای از سر شیطنت.
پسرها در نوجوانی و جوانیشان، تا آن روز که ازدواج نکردهاند، با همه تنوع و با همه تفاوتشان، با هزار واژه و هزار تعبیر و هزار رفتار، گرفتار یکی از این دو حس به دخترها هستند:
بعضی دخترها را برای جنسیتشان میخواهند، برای اندامشان. واژهها مهم هستند و البته هیچ کدام از این واژهها آنچه را پسرها میخواهند نشان نمیدهد. آنچه این گروه از پسرها دنبال میکنند، خیلی عریانتر و جنسیتر از این دو واژه است. این دسته از پسرها «دختر» میخواهند و این واژه برایشان انباشته از شهوت جنسی است، پر از غریزه تماس و میل به ارضا.
این چند خط که همین حالا گذشت، هرگز رو و عیان نیست، هرگز ابراز و اظهار نمیشود و بیشک خیلی از پسرها انکارش میکنند.
در زندگی این حس و این نگاه، همیشه جلوهای محترمانه پیدا میکند و در صحنه جامعه کادو پیچشده دیده میشود. پسرها میدانند بروز بیپرده این حس و این نگاه، هم بیآبرویی میآورد، هم به نتیجه نمیرسد و هم از شان انسانیشان به دور است.
حس دوم اما رنگی کاملا متفاوت دارد، حسی بر آمده از نرینگی، نیاز به مالکیت دخترها و جلب توجهشان. این دسته از پسرها نگاهشان به دخترها نگاهی بر اساس جنسیتشان است اما نگاه جنسی نیست. اینها با داشتن دخترها بزرگ میشوند، با دلبستهکردنشان اعتبار پیدا میکنند، در جهان جوانی و نوجوانی قلمروشان وسیع و غرششان بلندتر میشود. این دسته از پسرها به شکلی کاملا غریزی دخترخواه هستند و برای به دست آوردن و بزرگ کردن لیست دخترهایشان با دیگر پسرها وارد جنگ میشوند.
اینها اندام دخترها را نمیخواهند، همین که دختری بهشان فکر کند برایشان کافی است. همین که دختری نگرانشان باشد و بتوانند به دختری امر و نهی کنند برایشان بس است.
این دسته از پسرها در موارد فراوانی خودشان ریشه رفتارشان را نمیدانند و دلیل این حس را پیدا نمیکنند و از آنجا که در موارد زیادی احترام جنسی دختر را حفظ کردهاند، در ارزیابی خودشان وجدانی آسوده دارند.
در کنار این دو دسته که اکثریت پسرها را شامل میشود، گروه اندک و کمشماری هم هستند که دخترها را دختر نمیبینند، نگاهشان به دخترها دور از همه غریزهها و شهوتهاست. اینها فارغ از اینکه خوب هستند یا نه، اصلا طبیعی نیستند. درباره این گروه شاید در فرصتی دیگر باید یادداشتی بنویسم.
این یادداشت پسرهایی که دختر شدهاند را ندیده است. پسرهایی که برای رسیدن به دخترها دختر شدهاند را از قلم انداخته، باید هم میانداخته.
#هديه محضر #امام_جواد علیه السلام صلوات 🌸
جوان آراسته
@moteeh 🌿
یادداشت دوم، رویای پسرها در جهان دخترها.
#کرونا فرهنگی
دخترها چه تصوری از پسرها دارند؟ به چه چیز پسرها فکر میکنند؟ در جمعهای دوستانه چه ویژگی از پسرها را برای هم تعریف میکنند؟ پسر آرزوهایشان را چه پسری میدانند؟ وقتی پسری را میبینند چه چیزی از او میبینند؟ چرا پسرها برایشان جذاب هستند؟ دخترها با چه خیالی به درخواست پسرها جواب میدهند؟
وقتی از دخترها حرف میزنیم، از دخترهای پنجم و ششم دبستان حرف میزنیم، از متوسطه اول و متوسطه دوم حرف میزنیم، از دخترهای طلبه و دخترهایی که دانشجو شدهاند، از دخترهای دهه شصتی که هنوز ازدواج نکردهاند حرف میزنیم.
انگیزه دخترها در ارتباط با پسرها، طیفی از احساسات است که در ادامه مینویسم. دخترها مثل پسرها دستهبندی نمیشوند بلکه هر کدامشان درصدی از همه این حسها را در نهان خودشان دارند. البته روشن است که هر دختری در گزارشی که از خود میدهد و در تصوری که از خود دارد، سهم خیلی از این حسها را صفر میداند. واقعیت اما شاید کمی رکتر و ناخوشآیندتر باشد.
مهمترین این حسها اینها هستند:
دیده شدن و چشمگیر بودن. به چشم آمدن برای یک دختر، ارزش است. حس دیده شدن، برای دخترها موفقیت و احترام میآورد. این که دیگران دربارهشان حرف بزنند یا توجه کسی را به خودشان جلب کنند، یک دستاورد مهم است. این دیده شدن سرشار از لذت است. رفتارهای فراوانی از دخترها را میتوان در اینجا دید. بعضی از انتخاب پوششها، تغییر آرایشها، طراحی مدل راه رفتنها، نوع تلفظ حروف و کلمه ساختنها، خندیدنها و ادا در آوردنها برای کسب نگاه و توجه است.
لذت انتخاب شدن. انتخاب شدن برای یک دختر، موفقیت است. در جهان پر رقابت دخترها برای برگزیده شدن توسط پسرها، انتخاب شدن یک برد است. این انتخاب شدن گاهی انتخاب شدن برای یک رفاقت، گاهی برای یک گپ و گفت در کافهای دنج، گاهی برای همصحبتی و همنشینی، گاهی برای یک سفر کوتاه، گاهی برای ازدواج و همسری است. دخترها برای انتخاب شدن تلاش فراوانی میکنند. بخشی از خشونت پنهان دخترها علیه دخترها به خاطر رقابتی است که در این عرصه در جریان است. خشونتهایی مثل کنایهها، بدگوییها، تحقیرها، عیبجویبها، همکاری نکردنها، به رسمیت نشناختنها و نادیده گرفتنهای هم.
جلب محبت و احترام. دخترها پر از احساسات هستند و همین باعث میشود قدر و ارزش محبت را بیشتر از پسرها بدانند و از سویی برای کسب محبت و جلب احترام بیشتر تلاش کنند. برای دخترها، پسری که مهر و محبت خرج کند، پسری که زمینه بروز احساسات را برای دخترها فراهم کند و به نیاز احساسیشان هم پاسخ دهد، حکم یک فرشته و منجی دارد. پسری که گل بخرد، پای درد دلهای دختر بنشیند، غر زدنهایش را تحمل کند، وقتی در خیابان قدم میزنند دستش را بگیرد و از واژههایی مثل «دوستت دارم»، «عشقم»، «خوشگلم»، «دلم برات تنگ شده»، «عزیزم» و «به فکرتم» استفاده کند، همان شاهزاده اسب سوار رویاهاست.
کسب هواداری و مراقبت. این که کسی باشد تا هوای دخترها را داشته باشد و از آنها مراقبت کند، احساس قدرت و امنیت برای دخترها به همراه میآورد. دلسوز داشتن و اینکه کسی از آنها نگهداری کند برای خیلی از دخترها دلگرمی دارد. گاهی اوقات رفتارهایی که شاید ظاهری لوس و بچهگانه دارند، سر رشتهشان در این نیاز و حس پیدا میشود.
پیدا کردن تکیهگاه. کسی را به عنوان تکیهگاه و پشتوانه داشتن، آرامش میآورد. دخترها نیاز دارند تا وقت نگرانیها، بیماریها، سردرگمیها، ترسها، غمها و افسردگیها سر روی شانه کسی بگذارند، با او درد دل کنند و حرفهایشان را پیش او ببرند. این فرد دیگر اما غالبا نمیتواند کسی هم جنسشان باشد. دخترها تکیهگاهی لازم دارند تا در کنارش چشم روی هم بگذارند، نفس عمیق بکشند و به او تکیه کنند.
معشوق بودن. ترکیب محبت و اعتماد غلیظ با هم، جرقههای عشق را شروع میکند. شاید کمتر دختری است که در زندگیاش عاشق نشده باشد یا به امید عشق وارد رابطهای با پسرها نشده باشد. امید رسیدن به عشق چنان قدرتی دارد که خودش به تنهایی برای ورود یک دختر به رابطه با یک پسر کافی است. رسیدن به عشق، به یک منبع متراکم از محبت، آرمانی است که انگیزه خیلی از دخترها برای تجربه رابطه با پسرهاست
تجربه لذت جنسی. غریزه جنسی در دخترها غریزهای توانمندتر از همین غریزه در پسرهاست. لذت جنسی و ارضا کردن این نیاز یکی از انگیزههای ورود به ارتباط با جنس مخالف است. این نیاز البته گرچه همیشه هست، اما غالبا با موانعی سخت از جنس عرف و حیا رو به روست.
این مجموعهای از حسهاست که هر کدام سهمی در انگیزه دخترها در آغاز یا ادامه ارتباط با پسرها دارد.
#هديه محضر #امام_جواد علیه السلام صلوات 🌸
جوان آراسته
@moteeh 🌿