یه چیزی می گم سیو کنید، شات بگیرید، حفظش کنید خلاصه یادتون نره. هیچ وقت ادمارو نبخشید. هروقت دلتون داشت به رحم می اومد و با خودتون فکر کردید آدم خوبی شده یا عوض شده، یا قراره خوب باشه، محکم خودتونو بزنید تا به خودتون بیاید. در کل ادمایی که بهتون بیاحترامی کردن، دلتونو شکستن، پشتتون نبودن وقتی نیازشون داشتید، فقط و فقط سزاوار نفرت و یا بی حسی ان. بفهمید آدمای بد ذات درست بشو نیستن، نبخشید.
من تهِ تهِ قلبم یه زخم یادگاریه
از یکی که نگاش غریبه با چشام دیگه
یکی که الان یه غریبه خوابه جام پیشش.
یه عده وقتی باهات بد رفتار میکنن انتظار دارن حافظهات هم به اندازهی صبرت مهربون باشه.
فکر میکنن چون جواب ندادی یعنی نفهمیدی؛ چون چیزی نگفتی یعنی ناراحت نشدی و چون بخشیدی یعنی یادت رفته.
در حالی که من خیلی وقتها همه چیز رو میفهمیدم فقط ترجیح میدادم برای هر رفتاری که دیدم یه جنگ تازه راه نندازم.
اما سکوت آدم رو باهوشتر نمیکنه؛ فقط یه روز بهش نشون میده چه آدمایی ارزش توضیح دادن نداشتن.
یه وقتایی بهترین جواب به آدمی که قدر تو رو ندونسته موفق شدن نیست حتی برگشتن هم نیست.
فقط اینکه بعد از رفتنش دوباره خودت رو پیدا کنی بدون اینکه منتظر باشی یه روز ببینه چه چیزی رو از دست داده.
چون بعضیا رو باید از ذهن و زندگیت بیرون گذاشت، نه برای اینکه لیاقت بخشش ندارن؛ برای اینکه تو دیگه لیاقت تکرار اون درد رو نداری.
بذار هر فکری میخوان بکنن، هر داستانی میخوان تعریف کنن و هر اسمی میخوان روی رفتنت بذارن.
زمان میگذرد، اما چیزی را با خود نمیبرد. دردها، همچنان در تاریکیِ پوست جا خوش میکنند و خاطرهها، آرام در خون میچرخند. ما فقط دروغ گفتن را آموختیم به خودمان، به جهان، به نوری که وانمود میکنیم هنوز در ماست.
صدام کن رالیا
چون با درد هایی که کشیدم رودخانه ام را پر از اشکانم کردم
خیلی ها آمدند و دست و صورتشان را در رودخانه ای که با اشکانم ساخته بودم شستند بعد که فهمیدند شور است گذاشتند و رفتند
خیلی های دیگه هم آمدند و بخاطر تشنگی با رودخانه ای که با اشکانم ساخته بودم خود را سیراب کردند و با اینکه آن آب شور بود ولی تحمل کردند کمی ماندند و بعد رفتند
رودخانه ای که مانند قلبی له شده رها شده در جایی ک هر کی میاید زود میرود..صدام کن رالیا
چون با درد هایی که کشیدم رودخانه ام را پر از اشکانم کردم
خیلی ها آمدند و دست و صورتشان را در رودخانه ای که با اشکانم ساخته بودم شستند بعد که فهمیدند شور است گذاشتند و رفتند
خیلی های دیگه هم آمدند و بخاطر تشنگی با رودخانه ای که با اشکانم ساخته بودم خود را سیراب کردند و با اینکه آن آب شور بود ولی تحمل کردند کمی ماندند و بعد رفتند
رودخانه ای که مانند قلبی له شده رها شده در جایی ک هر کی میاید زود میرود..
قبلا فکر میکردم جای خالی آدمها همیشه باید با یه نفر دیگه پر بشه.
فکر میکردم بعد از هر رفتنی، باید کسی بیاد تا دوباره همهچیز رو درست کنه.
اما حالا میفهمم بعضی جای خالیها قرار نیست پر بشن.
قرار نیست کسی جای کسی رو بگیره.
بعضی آدمها میرن و یه قسمت از زندگی رو با خودشون میبرن.
و شاید باید قبول کرد که زندگی همیشه دربارهی جایگزین کردن نیست.
گاهی باید با نبودن بعضی چیزها کنار بیای بدون اینکه از نبودنشون فرار کنی.
و ما در آخر هیچ تسلطی بر قلب هایمان نداریم
قلب ها برای کسی میتپند که خودشان میخواهند .. : (
هدایت شده از D`ardam~™
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
˓ ⁺ ִֶָ 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 : https://eitaa.com/joinchat/1448216177C6cf55735d9 ˖࣪
هدایت شده از D`ardam~™
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
˓ ⁺ ִֶָ 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 : https://eitaa.com/joinchat/1448216177C6cf55735d9 ˖࣪