شبها زود بخواب. نصفشبها که با کابوس از خواب پریدی، گوشیت رو چک نکن. صبحها هفت بیدار شو. با آدمها حرف بزن. گوشیت رو چک نکن. سر موقع نهار بخور. زور بزن تا یه جوری ساعت تموم شه. به آینده فکر نکن. برنامه نریز. امیدوار نشو. مامانت که زنگ میزنه بهش بگو عزیزم. توی مترو باز به این فکر کن که چرا خیلی وقته نمیتونیم گریه کنیم. غذای موردعلاقهت رو بخور چون معلوم نیست فردایی باشه. به دوستهات نگو میترسی. شبها قهوه نخور. قهوهی موردعلاقهت رو بخر چون معلوم نیست پس فردا دیگه بتونی از پس خریدنش بربیای. اگر خوشحالی قایمش کن. اونقدر اهنگ گوش کن که استخوونهای ریز گوشت به زق زق بیفتن. خبر نخون. گوشی رو چک نکن. دلتنگ نشو. فایلهای ضروری برای پایاننامهت رو دانلود کن، معلوم نیست فردا هم اینترنت باشه. قبل خواب به تکتک دوستات پیام بده و بپرس جنگ میشه؟ چیزهای ترسناک توی سرت رو با شوخی مطرح کن. شبها زود بخواب. نصفشب که با کابوس از خواب پریدی گوشیت رو چک نکن.
شما در سیرک هستید.
شبها زود بخواب. نصفشبها که با کابوس از خواب پریدی، گوشیت رو چک نکن. صبحها هفت بیدار شو. با آدمه
به نظرم بهترین آیندهنگری رو صادق هدایت داشته که گفته آسوده باشید، از این گهتر هم خواهد شد
هرسری قبل اینکه بخوابم یه دور گوشیم رو میبوسم چون ممکنه فرداش بین من و اینترنت، یکیمون بیدار نشه.
غمهای بزرگت رو به جوک تبدیل کن تا باعث بشی چند نفر بهش بخندن و کوچیک بنظر بیاد.
چه دریاهای آبی زیر آفتاب، چه جنگلهای یشمی در رگبارهای گرم، چه خسوفها با خوشیِ جفت بودن با هم که نمیبینیم و میمیریم. چه کودکانی که شاد نمیکنیم و میمیریم. چه ستمها که هست و مرگشان را نعره نمیکشیم و میمیریم.
-شهریار مندنی پور