آدم یه بار واقعاً عاshق میشه؛ بعد از اون فقط یاد میگیره چطور جای خالی یه نفر رو با لبخندهای مصنوعی، سکوتهای طولانی و «خوبم» گفتنهای الکی پنهان کنه. هیچکس نمیفهمه پشت بعضی خندهها، یه قلب خسته نشسته که فقط دلش میخواست یک بار دیگه همهچیز مثل قبل بشه.
[𝐊𝐚𝐁𝐨𝐒]
[کآبوس]
اندوه که به گلو میرسد، بغض میشود به سر که میرسد از چشم ها سرازیر میشود و وقتی فراتر از بدن باشد، مارا از زمان جدا میکند. گویی که وجود نداریم. هستیم اما نیستیم.
[𝐊𝐚𝐁𝐨𝐒]
[کآبوس]