هدایت شده از کتابخانهٔ ﺍمیلیـا
عاشق وقتاییام که توی دفتر خاطراتم همهٔ اتفاقای ریز و جزئیات رو مینویسم و اونجاست که یه حس " آخیششش " بهم دست میده ㅠ
بعضی روزها آنقدر زود میگذرند که انگار هیچوقت وجود نداشتهاند؛
ژورنالنویسی یعنی نگه داشتن تکههای کوچکی از همین روزها.
چند خط از فکرها، حسها، اتفاقهای ساده و حتی چیزهایی که شاید آن لحظه بیاهمیت به نظر برسند.
تا یک روز، وقتی دوباره برمیگردی و میخوانیشان،
بفهمی چقدر زندگی کردهای، چقدر تغییر کردهای
و چقدر از خودت را میان همین کلمات جا گذاشتهای..
هدایت شده از ستاره کوچک در کنار ماه.
ولی دیلی داشتن خیلی باحاله
یه دفترچه خاطرات توی جیبت