قوه قضائیه که عملا قوه قالیبافه
از کسی که پشت ولایت قایم شده و از سه سال پیش پیگیر شکایت تر منتقده، توقع دارید مجلس باز کنه؟!
به بهانه رونمایی از پرده جدید وفاق!
🔹با آقای رسایی در برخی مسائل اختلاف نظرهایی داشتم و دارم، اما شرافت و حرّیتم اجازه نمیدهد که درخصوص زندانی شدن ایشان با شکایت شخص رئیس محترم مجلس سکوت کنم! هم دیروز و هم امروز با دفتر آقای قالیباف و برخی نزدیکانشان تماس گرفتم و توصیه کردم که ایشان را راضی کنند که از اجرای حکم آقای رسایی صرفنظر کند (گرچه درباره اصل چنین حکم عجیبی نیز ملاحظات و سوالات جدی وجود دارد).
🔹خدمتشان هشدار دادم که مطمئن باشند که زندانی کردن رسایی نتیجه دلخواه آنان را به دنبال نخواهد داشت و از یک سو سبب بزرگتر شدن او، و از سوی دیگر سبب کوچکتر شدن شاکی او در پیشگاه ملت مبعوث خواهد شد. اما متاسفانه تصور من اشتباه بود و ظاهرا (لااقل تا این لحظه) شاکی ایشان آنقدر بزرگمنش نیست که بتواند گذشت کند! با این نوع تنگنظری، شاهد رونمایی از پرده جدیدی از وفاق هستیم که ظاهرا شامل همه عالم و آدم میشود بجز برخی نمایندگان انقلابی مجلس!
بلد طیب/کانال رسمی دکتر منان رئیسی
https://eitaa.com/baladetayyeb
🔻واسازی هویتِ عالیجناب قالیباف -۱:
تدیّن در سطح، تجدّد در عمق:
مهدی جمشیدی
۱. رهبر شهید در تاریخ ۱۳۹۲/۱۰/۲۳ دیداری با آقای قالیباف، شهردار وقتِ تهران، به همراه اعضای شورای شهر داشتند که مختصری از آن در قالب خبر منتشر شده است. ایشان در ابتدا، از اقدامات سختافزاری و ساختوسازی تمجید کردند و آنها را به مدیریت جهادی نسبت دادند:
«اقدامات شهرداری در بخشهای مختلف همچون تمیزی شهر، فضای سبز و بوستانها، ساخت بزرگراهها و پلها، گسترش مترو، و ایجاد فضاهای ورزشی، کاملاً برجسته و خوب بوده است. ... اگر مدیریت جهادی - یا همان کار و تلاش با نیّت الهی و مبتنی بر علم و درایت - حاکم باشد، مشکلات کشور، قابلحل است.»
تا بدینجا، اختلافی در میان نیست و روشن است که تمجید، معطوف به وجه سخت و فیزیکی است.
۲. تعبیر مدیریت جهادی، منحصر و محدود به این لایه از اقدامات بود و دلیلی در دست نیست که بتوان آن را به لایههای دیگر، تعمیم داد؛ بلکه دلیل برخلاف این تعمیم وجود دارد؛ چراکه رهبر شهید، در بخش دیگری از سخنانش که مسألۀ دلالتهای فرهنگیِ معماری را مطرح کردند، سویۀ انتقادی و سلبی داشتند:
«حقیقتاً معماری و نمای تهران، نمای یک شهر اسلامی نیست و شهرداری و شورای شهر باید این موضوع را جزو جدّیترین مسائل خود بدانند. ... باید هرچه ممکن است، محیط زندگیِ شهر بهگونهای طراحی و ساخته شود که تحقّق سبک زندگیِ اسلامی، راحتتر و امکانپذیر باشد.»
این توصیه به معنی آن است که در طول هشتسال مدیریت آقای قالیباف بر شهرداری تهران، این امر بهعنوان یک مسألۀ جدّی، در نظر گرفته نشده و خروجی و اثر محسوسی نداشته است؛ یعنی هرچند ساختوسازها و کارهای عمرانیِ فراوانی صورت گرفته اما این اقدامات، در چهارچوب نظریۀ «شهر اسلامی» نبوده و ازاینجهت، کمکی به استقرار «سبک زندگیِ اسلامی» نکردهاند. رویکرد تکنوکراتیک، در همینجا نمایان میشود که در امر بازسازی، اعتنا و اهتمام به «هویّت» ندارد و فقط میسازد و بنا میکند. بهاینترتیب، اگرچه شهر، «آباد» میشود، اما «اسلامی» نمیشود و «شهر توسعهیافته»، جایگزین «شهر اسلامی» میشود. این در حالی است که برخلاف رویکرد تکنوکراتیک، رویکرد انقلابی بر این باور است که حتی ساختوساز و عمران و آبادی نیز میتواند با فرهنگ و سبک زندگی، ارتباط جدّی برقرار کند و تسهیلگر یا مانع آن باشد.
۳. رهبر شهید در بخش بعدی سخنانشان، به خودِ فرهنگ پرداختند و چنین گفتند:
«کارها و اقدامات فرهنگی، همچون شمشیر دو دَم است؛ اگر همراه با محتوای خوب باشد، بستر اصلاح جامعه خواهد بود، اما اگر با محتوای نامناسب باشد، بستر گسترش نابسامانی و کژی خواهد شد. در مراکز فرهنگی، همچنین باید از افرادِ اهل فرهنگی استفاده کرد که واقعاً متدیّن و انقلابی و معتقد به اسلام سیاسی و مردمسالاریِ دینی باشند.»
در نقد نخست، رهبر شهید این نظر را مطرح کردند که «معماری» و «ساختوساز»، دلالت و اثر فرهنگی دارد و نباید دچار یکسویهنگریهای تکنوکراتیک شود؛ اما در اینجا، به سراغ خودِ «فرهنگ» آمده و گفتند در این عرصۀ نرمافزاری، نباید «محتواهای نامناسب» ارائه شوند. البته ایشان این سخن را در قالب هشدار و انذار گفتند؛ ولی روشن است که این سخن در خلاء و بهعنوان یک فرض ذهنی نبود، بلکه از واقعیّتی حکایت میکرد که در جریان بود. به نظر میرسد که این انتقاد، به سبب نفوذ نیروها و جریانهای اصلاحطلب به مراکز فرهنگیِ شهرداری تهران بود که گویا آقای قالیباف، به اشتراک نسبیِ با آنها رسید و سهمیههایی را به آنها واگذار کرد. پس کار فرهنگی، بهخودیخود، اصالت ندارد، بلکه آنچه مهم است، ماهیّت کار فرهنگی است که باید برخاسته از ارزشهای اسلامی و انقلابی باشد. در مقابل، تجربۀ شهرداری تهران، نشانگر نوعی تساهلوتسامح بود؛ چنانکه به نام میداندادن به همۀ سلایق، جهتگیریهای نامنطبق با انقلاب نیز فرصت ظهور یافتند. این امر، جزو خصوصیّات نیروهای تکنوکرات است که اگر هم به فرهنگ بپردازند، روایت صوری و خنثی از آن دارند و مطلقِ فرهنگ را اراده میکنند و گاه نیز برای توجیه جهتگیری خویش، کارهای فرهنگیِ نمایشی و تزیینی در زمینۀ هویّت اسلامی و انقلابی انجام میدهند که از صورت و ظاهر و پوسته، فراتر نمیرود.
این نوع مدیریت از لحاظ سختافزاری، جهادی است و از لحاظ نرمافزاری، تکنوکراتیک. این دوگانگی، ناشی از دوگانگی چنین شخصیّتهایی است که حیات درونی و هویّتیشان، برزخی و بینابینی است؛ البته به طرز محسوسی، جانب تجدّد را میگیرند و دیانت و انقلاب در چنین رویکردی، وضع صوری و شکلیِ محض دارد و تبدیل به روح حاکم نمیشود.
🖇 خبر دیدار را در اینجا بخوانید:
https://khl.ink/f/24963
🛑کنایه سنگین محسن مقصودی مجری برنامه ثریا به قالیباف
@NoRetouchPolitics 🇮🇷
🖼 اللهاکبر؛ رمز حماسه دفاع مقدس
🗒با سلاح الله اکبر بود که پس از تجاوز رژیم بعث صدّامی به خاک ایران، مجاهدان غیور و جوانان از خود گذشته، حماسهی هشت سال دفاع مقدس را رقم زدند و علیرغم حمایت همهی قدرتهای شرق و غرب از رژیم بعث، او را بر سر جای خود نشاندند. ۵/خرداد/۱۴۰۵
💻 Rahbar.ir | #لوح
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
✉️ تا دقایقی دیگر پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفته دفاع مقدس و سالگرد شهادت شهید سیدحسن نصرالله منتشر خواهد شد.
#️⃣ #ایران_ابرقدرت
💻 Rahbar.ir
پیام کامل امام خامنهای:
بسمالله الرّحمن الرّحیم
وَ لَقَدْ اَرسَلنْا موسی بِایاتِنا اَنْ اَخرِجْ قَومَکَ مِنَ الظُّلُماتِ اِلی النّورِ وَ ذَکِّرْهُم بِاَیّامِ الله
آغازین روزهای ماه مهر، یادآور ایّام الله و پدیدۀ عظیم و ماندگار دفاع هشت سالۀ جانانۀ ملّت ایران در جنگ تحمیلی اوّل است. در آن روزها تابش گرم خورشید انقلاب در پهنۀ سرزمین ایران، حسّ مطبوعی از همبستگی ملّی و وفاداری به مکتب و مرام اسلام انقلابی میپراکنْد که از اثر آن یخهای سلطهگری و استعمار کهن و نوین در حال ذوب شدن بود. در آن روزها بعضی از مردم ایران خاطرات بیست و چند سال قبل از آن در بدخواهی استعمارگران و حوادث مربوط به ملّیسازی صنعت نفت و کودتای امریکایی را به یاد داشتند. بعضی دیگر اخبار آن را شنیده بودند و بسیاری از ایشان این واقعیّت که تسلّط اجنبی بر شؤون کشورمان چهها بر سر آن آورده بود را بهخوبی لمس کرده بودند. امّا روزهای قبل از آن، روزهایی تیره و تار بود که سفیران دولتهای مستکبر بایدها و نبایدها را به شاه مملکت ابلاغ میکردند و او هم با رغبت یا با بیمیلی همانها را اجرا مینمود تا آنکه انقلاب عظیم ملّت ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره) آن بساط را برهم زد. آن روزهای تیره در اثر این انقلاب به روزهای پر نورِ برقراری جمهوری اسلامی ایران انجامید. این امر بر سلطهگرانی که چشم طمع به ثروتهای این سرزمین دوخته بودند و سالها برای از آنِ خود کردن آن، انواع بدیها را در حقّ مردمان آن روا داشته بودند، بسیار گران میآمد. بنابراین از آن پس همۀ همّ و تلاش خود را برای برگرداندن جریان رود خروشان ملّت انقلابی به سَمت سابق بهکار بستند و جنگ تحمیلی اوّل، مهمترین اقدام آنان در دهۀ نخست حیات مبارک جمهوری اسلامی بود.
از دل آتش آن جنگ که بهدست حزب ضدّ مردمی بعث و با توهّم جنگی چند روزه و به دست آوردن پیروزیای کمزحمت افروخته شده بود، نظام اسلامی برومندتر و قویتر از قبل، ققنوسوار برخاست با صدایی رساتر و پروازی بلندتر از سابق؛ و این خصلت مستمرّ این نظام در حوادث دشمنساختۀ بعدی شد.
آن روزهایی که دشمن این ملّت نوکران خود را بر ایشان مسلّط ساخته بود و شکلی نوین از استعمار را اِعمال مینمود، به برکت انقلاب و برافراشتن پرچم اسلام و جهاد در بستر جنگ تحمیلی، به روزهایی پرافتخار تبدیل شد که هنوز پس از گذر ۳۸ سال از انتهای آن، از ملاحظۀ جزء جزء حوادث آن و روایتهای صادقانۀ بازماندگانش، اسوههایی که هر یک درسآموز عبادت، شجاعت، مقاومت، اخلاق، و انسانیّت هستند، همچون ستارگانی درخشان بر تارَک تاریخ کشورمان رخ مینمایند.
آن روزهایی که در آغاز تهاجمات دنبالههای نظام سلطه، کشورمان برای دفاع از خود در مقابل بسیاری از تهدیدات، دستانی خالی را از نظام طاغوت به ارث برده بود، به برکت اقامۀ حق و امداد الهی، اینک به روزهایی رسیده است که خودِ سلطهگران متجاوز، و نه دنبالهرُوان آنان، در مقابل حملات رزمندگان اسلام، جانپناهی میجویند و دست التماس به تَرک جنگ برمیدارند.
آن روزهایی که آنان دوست دارند کشور ما را به آن برگردانند، روزهایی بود پر از عقبماندگی، ذلّت و خواری، وابستگی، و بدنامی ایران در جهان اسلام؛ و این روزهایی که در آن هستیم پُر است از پیشرفت، عزّت، استقلال، و قدرِ اَعلای اعتبار در جهان اسلام و بلکه کلّ جهان. امروز کسانی ما را ابرقدرت چهارم دنیا میدانند. البته آنان بر اساس محاسبات دنیایی چنین میگویند؛ ولی محاسبات الهی، کشوری که خود را متعلّق به عترت طاهره صلواتالله و سلامهعلیهماجمعین میداند و عمدۀ مردمانش دلبستۀ آن والامقامانند و برای اقامۀ حق هراسی ندارند را قدرت اوّل جهان میداند.
آن روزها دو دریای جنوب ایران، جولانگاه نیروهای دشمن بود، ولی این روزها آنان بهخاطر ضربات دردآوری که از رزمندگان دلاور و محافظان تنگۀ هرمز خوردهاند، از دریای عرب جلوتر نمیآیند و هرگاه این خطر را بهجان خریدهاند، آسیبی بهخود وارد نمودهاند؛ و زود است که دریای عرب هم خود را از آنان خالی کند.
روزهایی بود که سلطهگران با عملیات روانی و ایجاد فضای اِرعاب، خیابانهای پایتخت را خلوت ساخته و کودتایی علیه استقلالجویی این ملّت به راه انداختند و پس از آن ۲۵ سال ثروتهای این مملکت را غارت کردند؛ ولی این روزها هفت ماه است هموطنان ما میادین و خیابانها را در سراسر کشور به حضور مسئولانه و پرشور خود زینت بخشیدهاند تا دل رزمندگان اسلام گرم باشد و دشمن در هراس فرو رود. همچنانکه بیش از ۳۰ میلیون ایرانی، جانفداییِ خود را اعلام نمودند و آنگاه که برای نوعی سازماندهی بنابر اعلام مجدّد حضور ایشان بود، تنها در ظرف ۱۰۰ دقیقۀ نخست، بیش از پانصد هزار نفر ظرفیت خواسته شده را تکمیل کردند.
هم اکنون در سرتاسر ایران اسلامی که مزیّن به حضور ایرانیان از اقوام متنوّع است، اعلام آمادگیهای مختلف و بهخصوص آمادگیهای مسلّحانه وجود دارد تا آوردگاهی بسازد که ایشان را نام، و دشمنشان را ننگ نصیب کند.
روزهایی بود که عنصر دلیری مردمان این مرز و بوم، با مردانش شناخته میشد؛ امّا اینک در روزهایی هستیم که بانوان در بعضی از عرصههای حضور دلیرانه، از مردان سبقت میگیرند.
روزهایی بود که دشمن سعی کرده بود عقبۀ اجتماعی نظام را دائماً ضعیفتر سازد ولی در این روزها انواع اقشار جامعه با تفاوتهای آشکار، بر حفظ مواضع بحقّ خود و از جمله حفظ تنگۀ پر خیر و برکت هرمز پای میفشارند.
این مقایسه بین روزهای سابق و روزهای حال باز هم قابل بسط و توضیح است، ولی در یک کلام، بنده بهعنوان خادم مردم عزیز ایران اعلام میکنم که آن روزهای سابق که دشمن ما آرزوی بازگشت به آن را دارد، گذشت و دیگر هیچگاه تکرار نخواهد شد. و البته باید با درد و اندوه یادآور شَوَم که در این روزها جای خمینی کبیر و خامنهای عظیمالشّأن شهید اعلیاللهمقامهماالشّریف که عزّت امروز کشور، وامدار رهبریهای آنان است، بسیار خالی است. ولی به برکت گنجینۀ ارزشمندی که از عملکرد و کلمات درخشان و هدایتبخش ایشان برای پیروانشان بهجا مانده، روزهای آینده بهمراتب شکوهمندتر از این روزها خواهد بود. زیرا آن ققنوسی که از خرمن آتش جنگ تحمیلی اوّل برآمد، اینک در اثر فشارهای دشمن و بهخصوص دو جنگ تحمیلی اخیر، آنچنان بزرگ شده است که سایۀ پروازش بر سرزمینهای دشمن هم افتاده است.
در این مجال بسیار بجا است که بهمناسبت دوّمین سالگرد شهادت امیر قهرمان عرب و نماد بزرگ جبهۀ مقاومت، شهید عالیقدر جناب سیّد حسن نصرالله قدّساللهنفسهالزّکیّه، یادی از آنجناب بهعمل آید. کسی که خیرخواهی صادق برای ملّت خود و مکتبش بود و خطبههای صادقانه و با حلاوت او و اقدامات شجاعانهاش، قلوب مردمانش و بلکه آزادگان جهان را مستحکم میساخت. کسی که نام لبنان را که کشوری کوچک است و سالها حیاط خلوت بعضی قدرتها شده بود را به عظمت بلند ساخت. کسی که نصرت و فتح، همراهان دائمی او بودند و کسی که بیتردید در طول کلّ تاریخ شامات تا کنون، پس از انبیاء و اوصیاء ایشان، رَجُلی به عظمت او در آن خطّۀ کهن سر بلند نکرده بود. و البته اینک پرچم پرافتخار او در دستان جناب شیخ نعیم قاسم حفظهالله است که دلیرانه در پیشاپیش صفوف مستحکم و عاشورایی حزبالله، راه او را همچنان ادامه میدهند.
این روزهای لبنان در پیشگاه تاریخ و بلکه از همین حال، روزهایی برجسته و پرافتخار برای ایشان و همۀ مجاهدان مقاومت، و روزهایی ذلّتآفرین و نهایتاً سرافکندهکننده برای آن کسانی است که در مقابل دشمن صهیونی چشم امید به وعدههای دروغین سلطهگران و بدخواهان خود دوختهاند. کسانی که بر خلاف سیّد شهید مقاومت و سیّد هاشم صفیالدّین و مجاهدان کنونی مقاومت که در استمرار زمان چون اخترانی تابناک نورافشانی خواهند کرد و راهنمای رهجویانِ مانده در حیرتها خواهند بود، خیلی زود و در اوّلین تورّق صفحات تاریخ، مدفون و فراموش خواهند شد و هرگاه در آینده یادی از ایشان بهمیان آید، یادآور بدی و بیتدبیری و حتّی شاید خیانت خواهند گردید.
در پایان امیدوارم با استمرار تفضّلات الهی و دعای خاصّ سَرورمان عجّلاللهتعالیفرجهالشّریف و ارواحنا فداه، ملّت ایران و همۀ یاران مقاومت، جز با نصر و فتح و عزّت، و دشمنانشان جز با شکست و خواری مواجه نشوند؛ بمنِّالله و کرَمه.
سیدمجتبی حسینی خامنهای
۶/۷/۱۴۰۵
@NoRetouchPolitics 🇮🇷