eitaa logo
𝓝𝓸𝓬𝓽𝓪𝓻𝓪
30 دنبال‌کننده
3 عکس
0 ویدیو
0 فایل
Хочу навсегда с тобой, мы танцуем под луной
مشاهده در ایتا
دانلود
𝓝𝓸𝓬𝓽𝓪𝓻𝓪
#چشم_های_ترسیده او هنوز به زندگی فلاکت بار خود امید داشت و فکر میکرد میتواند زنده بماند اما غافل از
چطور است از دست هایت شروع کنم ؟ یا هر عضو دیگری از بدنت که خواستی میدانی انتخاب با خودت است با صدایی پر از ترس و نا امیدی گفت : لل..لطفا با من کاری نداشته باش » ترس او مرا قلقلک میداد و خوشحالم میکرد لبخندی زدم و گفتم : باشه پس از دست هایت شروع میکنم » اول دست هایش بعد هم پایش ، ارام ارام و سر حوصله جدایشان کردم و لذت میبردم حالا فکر کنم نوبت به قلب او رسیده بود که باید از سینه ی ان درمیامد نگاهی به او انداختم او با این وجود که مرده بود هنوز هم میشد حس ترس را در صورتش دید ، قلبش دیگر نمیزد اما هنوز ارزش داشت زیبا بود خون سر و صورتم را پوشانده بود و من قرقه در لذت بودم .