به حدی از بیخیالی رسیدم که حتی وقتی آدمای مهم زندگیم باهام بحث میکنن ساکت میشینم فقط نگاشون میکنم.
من؟ از همون آدمایی که عملا دارن به قهقرا میرن ؛ نشستن سر جاشون و لبخند رو لبشونه یهو سرشونو میکنن تو بالشت و فریاد میزنن...
طرف سر تا پاتو قهوه ایی میکنه . با حرفاش تورو میرنجونه . با کاراش دلتو میشکونه بعد آخر سر توقع داره تو بهش هیچی نگی چیه که دوسش داری . عزیزم با گچ دیوار دوست نشدی که هرچی گفتی هر کار کردی لال باشم هیچی نگم . منم آدمم.
الان که فکر میکنم نباید به ظلم کسی اعتراض کنم چون خودم کردم که لعنت بر خودم و محبتام باد!