eitaa logo
~نآگُفتِه‌هایَم؛
69 دنبال‌کننده
496 عکس
281 ویدیو
2 فایل
بِسم‌رَب‌🫀🌚! شنوای افکار بی پایانم و سخنان ناگفته ام هستی؟ _دعوتید به صرف چای و خواندن مکتوباتِ روحِ مَن:) !کپی نکن عزیزِ من! شروعِ قصه‌:۱۴‌۰۴‌/‌۵/‌۹ https://punz.ir/message/0AkNsUr نذار‌حرفات‌ناگفته‌بمونه؛اینجا‌بهم‌بگو🫴🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
سلاممم
امروز به شدت شلوغ بودمممم
~نآگُفتِه‌هایَم؛
روز سی‌و‌یکم چله:) شادی روح شهید محمدعلی رجایی سه صلوات:))))🌱
روز سی‌و‌دوم چله:) <با تاخیر> شادی روح شهید محمد‌هادی ذوالفقاری سه صلوات:))))🌱
_اون دختر خودشیفته تو پایگاه که فک میکنه اگه به کسی سلام نکنه و جواب سلام کسی رو نده خیلی خفنه🚮<<<<<
امروز اینجوری بود که از هشت صب تا هشت شب خونه نبودم؛)
از ساعت ۸ تا ۱۲ که پایگاه بودم بعد اومدم خونه ساعت ۱ و نیم دوباره رفتم آموزشگاه زبان فاینال دادم<راحت بود> بعد آموزشگاه سه و نیم تعطیل شدم و رفتم پایگاه برای هیئت. چهار اونجا بودم و ی خورده کمک بچه‌ها کردم و تمرین مداحی کردم:) و بلاخره خوندممممم:))))))
~نآگُفتِه‌هایَم؛
یادم نمیره اون شبو:) اولین شبی که من حدود ۹۰۰کیلومتر از خانوادم فاصله گرفته بودم و کنار دوستام پام رسیده بود به حرم امام رضا:)... صبح ۲۸‌ام که رسیدیم مشهد،تا ساعت ۵،۶ خونه بودیم و بعد برای نماز مغرب راه افتادیم سمت حرم. خلاصی هیچی سه‌تا دختر ۱۴،۱۵ ساله تو شهر غریب از شب تا صبح تو خیابونا بودن:))) ولی دقیقا همونجا که ترس داشت به دلم می‌افتاد، امام رضا آغوششو برام باز کرد؛) و تا اون موقع اینقدری به مهربونی این آقا پی نبرده بودم:))) همون آقایی که دل شکستمو اون موقع خرید، خیلی جاهای دیگه هم کمکم کرد. دستمو گرفت. و اولین امامی بود که تو سختی‌ها اول از همه با دعوت کردنم به خونش میگفت نگران نباشیا، حواسم بهت هست:). حالام. دلتنگ همون امام مهربونیم که اون شبا مراقبم بود؛ حتی خیلی از جاهای دیگه از زندگیم که از وجودش بی‌خبر بودم:)))).