eitaa logo
~نآگُفتِه‌هایَم؛
60 دنبال‌کننده
464 عکس
270 ویدیو
2 فایل
بِسم‌رَب‌🫀🌚! شنوای افکار بی پایانم و سخنان ناگفته ام هستی؟ _دعوتید به صرف چای و خواندن مکتوباتِ روحِ مَن:) !کپی نکن عزیزِ من! شروعِ قصه‌:۱۴‌۰۴‌/‌۵/‌۹ https://punz.ir/message/0AkNsUr نذار‌حرفات‌ناگفته‌بمونه؛اینجا‌بهم‌بگو🫴🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
~نآگُفتِه‌هایَم؛
داستان شهید عجمیان برای من، ی داستان متفاوته‌. شاید بعضیا درکش کنن و بعضی دیگه نه. شاید بعضیا بهش بخ
هنوز خورشید طلوع نکرده بود. خانواده‌ هم خواب بودن. رفتم سرچ کردم 'شهید عجمیان' و مواجه شدم با ی عالمه سایت که راجب شهید توضیح داده بودن. رفتم تو اولی؛ "روح‌الله عجمیان متولدِ...." خوندم که متولد کجاست و اصالتش به کجا میخوره. خوندم که چیکاره بوده و چجوری نون حلال می‌اورده...خوندم و خوندم تا رسیدم به قسمتی که شهادتشو توضیح داده بود... "بسیجی که در اغتشاشات جنبش ززآ به مظلومانه ترین شکل ممکن به شهادت رسید...." به خودم اومدم دیدم گونه هام خیسه و دارم گریه میکنم....فقط ی حسی بهم میگفت باید براش عزا داری کنم باید براش گریه کنم. و دلم برای مظلومیتش میسوخت... اینش برام جالب بود که منی که برای هرکسی گریه نمیکنم چه شکلی شده که حالا دارم برای ی غریبه مثل زمانی که پدربزرگمو از دست دادم دارم عزا داری میکنم....
اون روزم گذشت...اما هروقت که اسمی ازش اورده میشد یا وقتایی که یادش می‌افتادم چیزی منو مجاب میکرد که براش اشک بریزم. یادمه ی روز که با دوستم کنفرانس ی درس در رابطه با بسیج داشتیم و قرار بود روزنامه دیواری درست کنیم برام ی عکس از شهید عجمیان فرستاد که قرار بود پرینتش بگیریم. تا عکس لود شد شروع کردم به اشک ریختن... شاید چون نمیتونستم باور کنم که حالا این چشم‌ها...این صورت زیر خروارها خاکه و چه شکلی و به دست چه کسانی به شهادت رسیده... ولی در کل، خیلی غمناک بود. اون روزم گذشت. از شهید عجمیان تبدیل شد به اقا روح الله که مثل برادر بزرگتر روش حساب کردم. موقع امتحانا هر دعایی که میشد و نذرش میکردم تا برام دعا کنه که نمره کامل بگیرم. هرجا مشکلی پیش اومد بهش گفتم و الحق که مشکلمو رفع کرد.... رسید به اعتکاف ۱۴۰۴. بهشون گفتم میشه دعا کنی من برم اعتکاف؟...و قسمتم شد... توی اعتکاف ی آقایی رو اوردن که سخن‌رانی کنه. ایشون گفت که هروقت شهدا اومدن به ذهنتون اینو بدونید که مراقبتونن و بهتون نظر دارن. اگر اموات اومدن یعنی چیزی ازتون میخوان و... همون شد که من خدارو شکر کردم که اون سال شهید عجمیانو شناختم و فهمیدم اون همه اشکی که ریختم الکی نبوده و قطعا شهید هوامو داره‌...
~نآگُفتِه‌هایَم؛
کتابِ "اینجا همان جاست" به قلم خانم راضیه تجار و نشر روايت فتح. به روایت پدر شهید و ۱۰۴ صفحه. ت
و حالا این کتاب، شده تنها نشونه‌ای که ازش دارم. شده ی راه که کمکم میکنه تا بهتر این شهید رو بشناسم. و به شما هم پیشنهاد میکنم که بخونیدش؛ شاید تلنگری باشه... حالا هم بعد از این همه طومار نویسی خواستم در اخر بگم این شهید زیاد اسمش جایی برده نشده و خواستم سعی خودمو کرده باشم که اسم این شهیدو کمی پر رنگ کنم. این کتاب، زندگی متوسط رو به پایین از شهیدی مظلوم رو روایت میکنه که برای ناموسش رفت..برای غیرت.. تمام. 🌱جهت شادی روح شهید بزرگوار سید روح‌الله عجمیان سه صلوات عنایت بفرمایید🌱
بهتون گفته بودم چقدر عاشق معلم علوممونم؟!🙂🗿🔪
دختره، فرزند کوروشه ولی نمیدونم چرا گوشواره صلیب انداخته🗿🤌🏻
_ماییم و پرچم شیعه،با شیاطین جهانی... ای یوسف زهرا، پس کِی تو می‌آیی؟🕊❤️‍🩹
_تولدت‌مبآرک‌تنها‌شاهِ‌ایران✨🌕💛
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ایران...ایرانِ‌امام‌رضاست:))🛐🌞
چطور دلتون میاد مارو به ۳۰ تا برسونید بعد ول کنید؟😭
ما به این میگیم انسانیت 👆🏻🤌🏻👀 [یادبود کودکان شهید میناب در دانشگاه برکلی آمریکا]