[اون دختر بچه هایی که مثلا ادمینن تو ی چنل تو شاد میشینن با هم سرِ چیزای چرت بحث میکنن بیکار نیستن؛ بیکار تویی که میشینی بحثشونو میخونی]
_از آدمایی که همش حس ریاست نسبت به تمام جمع ها و ادما دارن بشدت بیزارم.
طرف مثلا فکر میکنه اگه اظهار نظر در مورد ی موضوعی نکنه کار لَنگ میمونه یا همه چی خراب میشه. با این که حتی ازشونم نظر نخواستی باز باید ی جور خودشونو بندازن وسط و حرفشونو به کرسی بنشونن.
انگار فقط اونان که بلدن ادای عقل کل ها رو دربیارن و فقط اونان که میدونن چی درسته چی غلط. تو این دنیام عالم و ادم اشتباه میکنن و فقط اون افرادن که درست میگن!
آخرم تا ازشون ی انتقاد میکنی سرشونو میندازن پایین و تا سه هفته باهات حرف نمیزنن، و باز دوباره بعد ی مدت شروع میکنن به نصیحت های بیجا که اصلا بهشون احتیاجی نداری و....
کاش اینجور ادما میفهمیدن که چقد این کار رومخه و دنیا نمیتونه بشینه ببینه که اینا چی میگن و چه سازی میزنن که باهاش برقصه.
و اونا رئیس هیچکس نیستن و نمیتونن به کسی به چشم زیر دست نگاه کنن و ای کاش میفهمیدن که بقیه ادما هیچ تعهدی نسبت به گوش کردن حرف اونا ندارن....
فکر میکنم یکی از ظالمانه ترین تجربه های هر آدمی ، تجربهٔ کور شدن یه ذوقِ خیلی عمیقه .
یهو برای یه مدت طولانی همه چیز تاریک میشه .
_وقتی ی کار اشتباهی رو انجام بدی؛ من نه سرت داد میزنم، نه باهات بحث و جدل میکنم، و نه میزنمت. ولی ی جوری نگاهت میکنم که هر روز دعا کنی که ای کاش اون کارو نمیکردی..
_نه میدونی چیه؟
مشکل از خودم بوده؛
نباید برای بار هزارم توی گوش خر یاسین میخوندم.
هوای گرم تهران همیشه همراهمونه؛
مثلا ما الان تو قسمت کوهستانی شمال هستیم که دم نداره ولی هوا همچنان گرمه:/
~نآگُفتِههایَم؛
تولدتون مبارک پیامبر اسلام 🤍:)))))
تنها کسی که حق داره از شعارِ 'زن زندگی آزادی' استفاده کنه، حضرت محمده؛ به حقِ تموم اون دخترای زنده به گور شده توسطه اعراب...
تا وقتی کلماتی مانندِ حاجی' و برادر' وجود دارند چرا از کلمه سبکی همچون سیسی' استفاده کنیم مسلمان؟!