eitaa logo
گلچین نکته های ناب
1.8هزار دنبال‌کننده
11.2هزار عکس
17.1هزار ویدیو
76 فایل
خوش آمدید بزرگواران نشر صدقه جاریه🌴💎🌹💎🌴 #آقا_تنهاست کانال شعرمون @Yas8488 خادم @Yasamanha @YaAbootorab8488
مشاهده در ایتا
دانلود
ای یارناگزیر که دل در هوای تست جان نیز اگر قبول کنی هم برای تست غوغای عارفان و تمنای عاشقان حرص بهشت نیست که شوق لقای تست
ادْعُوا رَبَّڪُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْيَةً إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ... پروردگار خود را به زارے و نهانی بخوانيد ڪه او از حدگذرندگان را دوست نمی دارد... سوره اعراف/۵۵ بد به دلت راه نده! از همين يواشڪی ها و در گوشی ها میشه فهميد، ڪه خيلی دوستت داره !! 🌴💎🌹💎🌴
🌴💎🌴 زندگی یک پاداش است نه یک مکافات! فرصتی است کوتاه تا ببالی، بدانی، بیندیشی بفهمی، و زیبا بنگری... "زندگیت را خوب زندگی کن..." 🌴💎🌹💎🌴
به دلم الهام کن ... که من باور کنم ... باید گوش به حرف تو بدهم ... من باید وقف تو شوم ... و اَلْهِمْنِي التَّقوي ... و پرهیزگاری را به من الهام کن ... شهدا_وقف_او_بودند
تنها موجى که هیچ وقت از جوش و خروش نمى افته موجِ خداست همه ى جریانهاى زندگیتو به موجِ خدا بسپار
الله اکبر😭😭😭 نزدیک شده قافله ی عشق به مقصود بر چشم بد و دشمن این قافله لعنت شش ماهه چه آرام در آغوش رباب است شادی دل فاطمه ، بر حرمله لعنت
نقطه مشترک نامه های اهل کوفه؟! جالب است بدانید، اهل کوفه پس از مرگ معاویه و شنیدن خبر بیعت نکردن امام با یزید عموما در نامه هایشان یک واژه را زیاد بکار میبردند! در اکثر نامه ها آماده است که حسین بسوی ما بیا که ما منتظر توییم!!! مثلا شبث بن ربعی، حجار بن ابجر، در نامه_کوتاه خود نوشته بودند: باغ‌ها سرسبز گشته و میوه‌ها رسیده است، پس هرگاه که اراده کردی بیا که سربازان آماده برای یاری تو در انتظار نشسته‌اند، والسلام. حواسمان باشد، حسین را منتظرانش به گودال_قتلگاه کشاندند.
اللَّهُ يُنَجِّيكُمْ مِنْهَا وَمِنْ كُلِّ كَرْبٍ ثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِكُونَ بگو: خداوند شما را از اين ظلمت‌ها و از هر ناگوارى ديگر نجات مى‌دهد، باز شما (به جاى سپاس)، شرڪ مى‌ورزيد. انعام/۶۴ 🌴💎🌹💎🌴
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
نامه ای به احساسم دلم کمی گذشته می خواهد! آن موقع ها، که تجدید آوردن بد نبود و اگر   تجدید می شدیم ، باعث سرافکندگی خانواده، نبودیم.  یک سوال؟ آن موقع ها نصف کلاس تجدید می شدند و حداقل دو نفر، رفوزه!... ما خنگ بودیم یا بچه های الان باهوشند؟... لابد ما خنگ بودیم دیگر. بچه های الان که چیزی گردن نمی گیرند! بگذریم. دلم کمی گذشته می خواهد! از همان گذشته هایی که، تایر می چرخانیدیم و سوار چوب می شدیم. آن موقع ها که  توت خشک و بادام ، از دست مادربزرگها و پدر بزرگها می گرفتیم. یادش  بخیر ! عیدمان فقط نوروز بود و برای همان عید،  فقط شیرینی و آجیل می خریدیم... فقط برای همان عید،  لباس نو می پوشیدیم و  خوشحال بودیم که عیدی هایمان تخم مرغ رنگی است... یادش بخیر! مادربزرگها و پدربزرگها عصرها توی کوچه با  همسایه ها می نشستند؛ آن ها،  نان به هم قرض می دادند، اما به معنی واقعی اش. راستی، یادت هست خانه هایمان سکو داشت تا آدمهای خسته بنشینند؟  همان موقع ها که آب فروشی نبود و اگر در خانه ای را می زدیم آب یخ برایمان می آوردند و گاهی یک تعارفی هم می کردند که داخل خانه  برویم؟! اما حالا درها بسته است و به روی غریبه ها باز نمی شود. دلم کمی گذشته می خواهد! همان موقع ها که خانواده و فامیل  دور هم جمع می شدیم و مهم نبود چه غذایی می خوریم و جمله" بشینید اومدیم خودتون رو ببینیم" واقعیِ واقعی بود. حالا گذشته ها رفته اند. کلاه نمدی پدربزرگ روی طاقچه مانده و لباسهای دست دوز مادربزرگ لای بقچه. حالا بچه های مادربزرگ هم پیر شده اند و من بزرگ شده ام. نگرانیهایم، نیز، بزرگ شده اند که مبادا کسانی یا چیزهایی را از دست بدهم که مرا به گذشته می رسانند!! چقدر تلخ است! چرخ روزگار،  تند تند می چرخد و من نمی دانم آیا چیزی به یادگار خواهم گذاشت که دیگران یادی از گذشته کنند یا نه؟! هر چند نسل بعد از ما،  به آینده و فناوری می اندیشد نه گذشته و خاطراتی که بوی نم نشسته بر  کاهگل می دهد.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا